پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

تطبيق پذيری
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢۳
 

صبح که داشتم تو نت ولگردی ( ببخشید وبگردی ) می کردم یکباره صدای گریه و شیون از

 

خونه ی همسایه بلند شد و تمام انرژی ام به یکباره تحلیل رفت ......

 

چه سخته که آدم عزیزی رو از دست بده .........

خيلی شرايط هست که وقتی فکرشو می کنی به خودت می گی اگه من تو اين وضعيت قرار بگيرم

 

خودمو می کشم يا اينکه ديوونه می شم و خلاصه خودتو حسابی می بازی .....

 

ولی وقتی برات راسی راسی پيش مياد ميبينی که می تونی باهاش کنار بيای حالا هر چه قدر هم

 

که سخت و دردناک باشه ......

 

اين يه خاصيت مهم آدماست .......

 

تطبيق پذيری!


 
 
 
نویسنده : شهاب - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱۳
 

تو ميداني وهمه مي دانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من ،

 

از آوردن برق اميدي در نگاه من ، از بر انگيختن موج شعفي در دل من

 

عاجز است .

 

تو ميداني وهمه مي دانند كه شكنجه ديدن بخاطر تو ، زنداني كشيدن

 

بخاطر تو و رنج بردن بپاي تو تنها لذت بزرگ من است.

 

از شادي تست كه برق اميد در چشمان خسته ام مي درخشد.

 

و از خوشبختي تست كه هواي پاك سعادت را در ريه هايم احساس

 

مي كنم.

 

نمي توانم خوب حرف بزنم، نيروي شگفتي را كه در زير اين كلمات

 

ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان كرده ام،درياب ! درياب !

 

من ترا دوست دارم ، همه زندگيم و همه روزها وشبهاي زندگيم،

 

‌هر لحظه زندگيم بر اين دوستي شهادت مي دهند، شاهد بوده اند

 

وشاهد هستند،‌

 

آزادي تو مذهب من است،

 

خوشبختي تو عشق من است،

 

آينده تو تنها آرزوي من است.

 

دكتر علي شريعتي