پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

اعتراض
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٦
 

بعد از اینکه چند سال از اکران فیلم اعتراض گذشته من دیروز برای اولین بار این فیلم رو دیدم.

 

اعتراض فیلمی سیاسی – اجتماعی هست که مسعود کیمیایی قبل از ازدواج با گوگوش ساخته.

 

مثل بقیه ی فیلم ها ی کیمیایی که کلاه مخملی ها معمولا از ارکان مهمش هستن در این فیلم هم

 

داریوش ارجمند کلاه مخملی اصلی فیلمه و نقش مقابلش رو محمدرضا فروتن بازی می کرد.

 

بازیگر های دیگری هم  بودند مثل  بیتا فرهی  میترا حجار  رامین پرچمی  پارسا پیروزفر

 

رامبد شکرابی  و   مهدی فتحی  و یه سری دیگه مثل این بازیگر مسخره ی سریال مضحک

 

 مسافری از هند! (  شیلا خداداد )

 

در کل فیلم جالبی بود ولی فکر کنم باید یکبار دیگه ببینمش......

 

 

سینما همیشه برام جذاب بوده هر چند که هیچوقت در موردش تخصص نداشتم .

 

زمانی که کوچیک بودم معمولا زیاد سینما می رفتم .

 

پدرم جوون تر بود و شور شوق بیشتری داشت و همه فیلم های کودکان که اون موقع بسیار

 

زیاد ساخته می شد و اتفاقا فیلم های خوبی هم بود رو تو ی سینما می دیدم.

 

خیلی ها میگن اون زمان ها دوران طلایی سینمای کودک ایران بود .

 

و فیلم های دیگه رو هم با دختری از پاریس به سینما عصر جدید که اون موقع پاتوق

 

دانشجو ها و عشق فیلم های اصیل بود می رفتیم ( حتما می دونید بعد از مرحوم شدن

 

 سینما آزادی دیگه مشتری های اونجا بین عصر جدید و صحرا تقسیم شدن و دیگه اون محیط

 

 جالب سینما عصر جدید از بین رفت )

 

راستی که چه دورانی بود....فیلم هایی مثل با گرگها میرقصد رو 5 بار توی سینما عصر جدید

 

 دیدم و هر بار برای دیدن مجددش مشتاق تر می شدم

 

و فیلم های دیگه مثل آخرین امپراتور عبور از غبار هامون و .......

 

تا بعد.............

 


 
 
سکوت
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢۳
 

وقتی زیادی حرف می زنیم احتمال داره حرفامون خیلی بی ارزش بشن.

 

و گاهی اوقات حتی ارزش منفی پیدا کنن.

 

و باعث بشن که حتی خیلی از دوستی ها و روابط سالم از بین برن یا دچار مشکل شوند.

 

تا حالا فکر کردین که می شه سعی کرد مقدار خروجیه کلمات از دهانمون رو کنترل کرد؟

 

یا اصلا تا حالا متوجه شدیم این چه عیب بزرگیه؟

 

چه اشکالی داره یه مکالمه ی تلفنی فقط 3 دقیقه طول بکشه؟

 

یا اینکه چه اشکالی داره وقتی یه دوستمونو آن لاین تو اینترنت گیر میاریم فقط 4-5

 

 خط باهاش چت کنیم و بعدش سکوت برقرار باشه؟

 

وقتی خودمونو ملزم به حرف زدن می کنیم احتمال هر فاجعه ای وجود داره!

 

تا بعد................

 


 
 
انرژی
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۸
 

کتابی را برایم شرح داده بودند بی آنکه بخوانمش تاثیرات زیادی در زندگی ام داشت.

 

به طور خلاصه این کتاب تمام مسایلی که در رفتار های انسانی وجود دارد را بوسیله

 

انرژی توجیه کرده بود.

 

به طور مثال عقیده براین بود که یک فرد عصبانی دچار کمبود انرژی شده و عصبیت

 

حاصل این امر است.

 

در نتیجه چنانچه در برخورد با یک فرد عصبانی شما به او آرامش را هدیه کنید و

 

حتی یک لبخند به او بزنید

 

انرژی مورد نیازش را به او منتقل نموده اید............ و احتمالا موفق  شده اید که

 

آن  اسب سرکش را مهار کرده به حالت عادی باز گردانید.

 

وقتی با این دید به دنیا نگاه می کنم عصبانیت ها و سرکشی ها در نظرم پوچ ساده

 

می آیند و به راحتی قادرم این حالت را به آرامش تبدیل نمایم و از این بابت احساس

 

خوبی دارم.........

 

بارها صحت این مطلب بر من ثابت گشته بود و دیروز تجربه ای دیگر داشتم که

 

البته بس لذت بخش کوتاه و شیرین بود

 

از دانشگاه به سمت خانه با این اسب آهنی نا مرغوبم در حرکت بودم ..... و یک

 

چراغ قرمز....... آن روز شاید بی هیچ دلیل خاصی و تنها به دلیل خستگی مفرط

 

( همان کمبود انرژی ) چندان حال خوشی نداشتم و گمان می کنم کمی عصبی و آشفته

 

حال بودم..... تا اینکه دختر بچه ای شش – هفت ساله و بسیار با نمک و دوست داشتنی

 

سرش را از پنجره ی ماشین کناری بیرون آورد و بی هیچ دلیلی رو به من کرد و

 

لبخندی زیبا و مالامال از معصومیت و طراوت کودکانه اش به من هدیه داد

 

گویا انرژی از دست رفته ام به وجودم بار دیگر تزریق شد و چه بسا بسیار بیشتر از

 

آنچه لازم داشتم....

 

به یکباره  شاد شدم وساعاتی نیکو را تا شب هنگام به آغوش کشیدم!


 
 
و دلتنگی من اينجاست...
نویسنده : شهاب - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۳
 

دلتنگی هايم را باد باخود برد !

به همين سادگی ! و دلتنگی من ديگر اينجا نيست ! و فقط ميمونه گزارش فوتبالی آق شهاب !

اکبر

---------------------------------------

AC MILAN     3 – 1    INTER MILAN

 

از هفته ی پنجم مسابقات سری آ دربی همیشه پر گل میلان یکشنبه  در ساعت 22

 

 به وقت تهران آغاز شد....

 

با شنیدن صدای گزارشگر مسابقه حالم حسابی رفت توی قوطی....بازم این غول بیابونی!

 

 ( جواد خیابانی ) با واژه های عجیب و غریبی که به کار می بره و اظهار نظرهای

 

احمقانه!

 

ولی بازی از چنان کیفیتی بر خوردار بود که صدای او را فراموش کنم.

 

دیدا در درون دروازه در مقابل خود نستا مالدینی پانکارو و کافو را میدید که دیوار

 

 مستحکم و غیر قابل نفوذی ساخته بودند

 

در میانه ی میدان گتوزو باز هم مثل همیشه با دوندگی هایش و جنگدگی خاص

 

خودش باعث می شد بیشر توپ در این منطقه ی زمین در اختیار میلانی ها باشد

 

و پیرلو سیدورف و کاکا با طراحی های خود موقعیتهایی برای شوچنکو و پیپو

 

اينزاگی خلق می کردند

 

اینتر که مثل همیشه اثیر تاکتیک های محتاطانه ی مربی خود کوپر بود

 

آنها با وجود داشتن بازیکنانی مثل خاویر زانتی فابیو کاناورو کیلی گونزالز ویری و .....

 

 در برابر میلان حرفی برای گفتن نداشتند.

 

میلانی ها که با پاسکاری های تک ضرب و بازی بدون توپ عالی بازی را در اختیار

 

 داشتند بر روی یک ضربه ی ایستگاهی توسط پیرلو به گل رسیدند.....هرچند توپ

 

 با برخورد به دفاع اینتر به تور دروازه ی فرانچسکو تولدو رسید ولی میلان لایق

 

 این گل در نیمه اول بود.

 

در نیمه ی دوم در همان دقایق آغازین روی یک سری پاسکاری بدون نقص و زیبا

 

 و سانت فوق العاده ی گتوزو و ضربه سر کاکا میلان به گل دوم رسید .

 

با وجود برتری دو گله ی میلان اینتر هیچ برنامه ای برای جبران این نتیجه نداشت.

 

و حضور مارتین سیه چرده هم تغییری در روند حرکتی آنها نگذاشت.

 

حملات میلان ادامه داشت و چندین فرصت مسلم گزنی با کمی شانس و همچنین

 

 رشادت تولدو تبدیل به گل نشد.

 

ولی شوچنکو که در نیمه ی دوم نسبتا بهتر بازی می کرد توانست گل یازدهمش به

 

اینتر را به ثمر رساند.

 

بعد از این گل میلانی ها کمی در جلوی دروازه ی اینتر دست به تکروی و بازی

 

انفرادی زدند و در کل تیم می شد رسیدن به حالت اشباع و بی میلی را شاهد بود.

 

در دقایق پایانی اینتر کمی به خود آمد و مارتین توانست یک گل زیبا در اثر آشفتگی

 

 دفاع میلان به ثمر رساند.

 

موقعیت هایی خوبی در پی حملات اینتر به وجود آمد که ویری و مارتین آنها را به

 

 ثمر رسانند تا بازی با همان نتیجه به پایان برسد.

 

در کل اگر قرار باشد بازیکنی به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شود فکر می کنم

 

 گتوزو با وجود اینکه شاید در حد ستارگانی چون شوچنکو ویری کاکا و سیدورف

 

 حداقل در اسم نباشد مستحق تر از بقیه باشد.

 

-----------------------------

 

گابريل هم بالاخره بلاگر شد ( توصيه ی ادبی : گابريل = پلا = سروش = سيگار = شاکی! )

 

و اسم بلاگش :

شاکی

 

 

  توجه:

کلی عکس از سه تار گرفتم! لطفا هر کی عکس می خواد آدرسش رو برام بذاره .....

تا براش عکس ها رو بفرستم ....تا پنجشنبه صبر می کنم هرکی آدرس نداد ديگه

 تقصير خودشه! (راستی لطفا برای اينکه عکس ها به دستتان برسد INBOX خود را

خالی کنيد تا عکس ها برگشت نخورد! )

 

  

 تا بعد...........


 
 
شانس......
نویسنده : شهاب - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٩
 

الف - خيلی اتفتقی رفتم دانشگاه ببينم حذف و اضافه کی هست که ديدم همون

موقع بروبچ دارن همين کار رو می کنن......منم رفتم و ۴ تا واحد ديگه گرفتم

 و تعداد واحد ها رو به ۱۹ رسوندم!

حالا کی می خواد اين همه درس بخونه؟!

ب - توی محل کارم هميشه توی ساعت نهاری بعد از خوردن نهار رو ی

صندلی هامون لم می ديم و يه چرتی می زنيم....

ولی ديروز همکارمون ( که دمش گرم باد! ) يه عالمه موکت آورد و برای

 اولين بار اين چرت رو در حالی که روی موکت ولو شده بوديم زديم.....

آخر با حال بود!

در مورد سفر بعدی هم بايد بگم که به اينجا سر بزنيد

تا بعد...........


 
 
پيشدستی !
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱
 

اکبر:

قبل از اينکه شهاب فرصت کنه دوباره از نو بنويسه بنده پيشدستی کردم !

---------------------------------------------

اول اينکه حال من کاملا خوب است (مسموع شده ايم که بعض از هواداران ما از

 فرط علاقه دست به خود کشی زده اند که ما را فراوان اندوهگين نمود !!)

دوم آنکه بابت حاضر نشدن سر قرار از همه دوستان پوزش ميطلبم...بر من بيش از

همه به سختی گذشت...

ديگر آنست که نگران حال بعضی از دوستانم ٫ چه ٫ چنان مينمايد که به ياری ياران

هم دل ( دل خودم هم قيلی ويلی رفت !) نياز مبرم دارند ! و از اين جمله اند

ايشان و ايشان ...

و آنگونه که از احوال روزگار بر ميايد ما را سفری در پيش است که دل را برآن

 صابون فراوان زده وخود را اميد بسيار داده ايم... تا بلکه اين سفر مرحمی بر دل

 ريش اين جامانده از قافله ياران باشد !!

اما بعد....در هفته ای که دور از دوستان گذشت ما را سخن فراوان بر دل و زبان

 رفت اما چنان که افتد ودانی هيچ يک مرا بر ياد نمانده و امروز شما از فوران

امثال و حکم من در امانيد !! پس تا با ياد آيد مرا آنچه از ياد رفته شما نيز با کار

خويش مشغول باشيد و همچنان دعا و ثنای ما بر قرار داريد !!