پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

 
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٧
 

معلم دینی به عنوان فعالیت های فوق برنامه به بچه ها میگه که هر چندتاییتون با هم یه نمایش مذهبی ترتیب بدین ...
نمایش یکی از گروه ها توش یه نفر باید نقش پیامبر رو بازی می کرده ، معلم کمی فکر می کنه و میگه : باید از مرجع تقلیدم سوال کنم ببینم اشکالی نداره که یه دختر نقش پیامبر رو بازی کنه.....!
فکر نمی کنم اگه این خانوم معلم مدرسه پسرونه بود چنین سوالی از مرجع تقلیدش می پرسید !


 
 
دو کله پوک !
نویسنده : شهاب - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢۳
 

۱- به نظر شما آخر هر ماه برای مسافر کش ها قبض برق میاد که اونا شب ها برای صرفه جویی با چراغ خاموش رانندگی می کنن ؟


۲- دکتر آزمايش رو که می بينه ميگه : کمبود شديد گوشت قرمز داری ....

مريض می گه : خانم دکتر مگه من خورش قيمه ام که گوشت يا لپه ام کم باشه ؟

دکتر ميگه : امام صادق می فرمايد هر آنکه ۴۰ روز گوشت نخورد با مرده فرقی ندارد ...

مريض تو دلش به دکتر و .... فحش ميده و ميگه : زنيکه معلوم نيست دکتر هست يا خانوم جلسه ای ؟!


۳- ميگه چرا نميای چهارشنبه سوری بريم بيرون ....

جواب ميشنوه : بابا انقدر سر و صدای انفجار و ترقه و سيگارت مياد که گوشم تا دو روز هيچی نمی شنوه ... سرم درد می گيره و ...

ميگه : خب تو گوشات پنبه بذار ....

ميشنوه : خب مگه کم دارم که بيام و تو گوشم پنبه بذارم ؟ تو خونه ميمونم و بی پنبه راحت سر می کنم !


 ۴- ( انگيزه نوشتن آيتم ۱ ) : شب هست ٬ بی . ام . و ۵۱۸ تو لاين سبقت اتوبان بين شهری پنچر می کنه ..... به خاطر اينکه تاير ماشينش در اثر حرکت در حالت پنچری از بين نره تصميم می گيره همونجا به تعويض لاستيکش اقدام کنه ! در حاليکه حداقل نکرده چراغ عقبش يا فلاشرش رو روشن کنه تا درصدی از حماقت ( خساستش ) رو جبران کنه ....

 از اون طرف يه سيلو با ۱۸۰ کيلومتر سرعت در حالی که با چراغ خاموش در شب رانندگی می کرده از راه ميرسه ....

راننده بی . ام . و بيرون ماشين در حال بالا بردن جک ماشينش بوده که يه دفه می بينه ماشينش نيست !

ماشينش به همراه زن و بچه اش منفجر می شه ٬ سرنشين های سيلو هم يه جورای نابود می شن گرچه در ظاهر زنده هستن ....

خداييش می گن خدا در و تخته رو خوب جور می کنه فقط در مورد زن و شوهر ها نيست ٬ وقتی دو تا ديونه سر راه هم قرار می گيرن هم می شه اين مثل رو به کار برد !


 
 
آفرينش (۲)
نویسنده : شهاب - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٠
 

ابتدا خدا زمين را آفريد سپس استراحت کرد

بعد مرد را آفريد سپس استراحت کرد

آنگاه زن را آفريد ...

سپس نه خدا استراحت کرد، نه مرد، نه زمين !

 

پ.ن: اين مطلب را کسانی بخوانند که فرق بين طنز و بيانيه های رسمی سازمان ملل را می دانند.


 
 
آفرينش
نویسنده : شهاب - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٧
 

 

ميگن اول خدا آسمون رو آفريد و  گفت : چه قشنگه !

بعد۱ زمين رو آفريد و گفت: ... به به ! چه قشنگه !

بعد کمی گل برداشت ... ابتدا مرد رو آفريد . گفت : چه قشنگ شد۲ !

و اونوقت ... خداوند زن رو آفريد. کمی عقب ايستاد ... نگاهی کرد و گفت: عيب نداره ... آرايش ميکنه قشنگ ميشه !!

-------------------

۱- ...ثم استوی علی الارض ...

۲-... فتبارک الله احسن الخالقين ...

سلام.

اين نقل کوتاه را به سفارش پسر معمولی اصلی گذاشتم اينجا ... چون معتقد بود که بعد از يک مطلب ضد فمينيستی چنين چيزی ميچسبد !! ارجاعاتش هم ميانه ی کار يادم آمد ... .

باشد که مايه ی لبخند حاضران و انبساط خاطر ناظران گردد !

                                                       با احترام، پسر معمولی تقلبی !!


 
 
هرچه نادان تر ... با ارزش تر !
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٩
 

به طور اتفاقی کتاب تاریخ اول راهنمایی رو می بینم و شروع به ورق زدنش می کنم .....
در اوایل کتاب در مورد سلسله ی هخامنشیان جمله ی کوتاهی در وصف کورش گفته شده : " به عقیده ی مورخان کورش فرد خردمندی بوده است " و این تمام چیزی است که در باره ی او گفته شده ....
کسی که اطلاعاتش تنها بر پایه ی گفته های نظام آموزشی باشد شاید هیچوقت تفاوت کورش با دیگر پادشاهان و کشورگشایان ایرانی را نداند .... چرا که او هم کسی بوده مثل نادر شاه افشار یا محمود غزنوی !
در دنیای امروز- نه تنها در کشورهای دیکتاتوری – اطلاعات طوری به خورد مردم داده می شود که مورد پسند قدرت مداران است .... مثلا وقتی در مورد کشتار پنج میلیون یهودی به دست نازی ها این شک به وجود می آید که اصلا رقم کشتار تا این حد بالا نبوده است ( شاید خنده دار باشد که مشخص نیست اصلا آیا در آن زمان جمعیت یهودی های دنیا پنج میلیون نفر بوده است یا نه ! ) .... یا در مورد تاریخ ما وقتی هیچ اشاره ای به نبوغ بزرگترین پادشاه تاریخ ایران ( کورش ) نمی شود و تنها جمله ای کوتاه آن هم از زبان مورخان با شک و تردید بیان می شود .... وقتی تمام خرابی های تخت جمشید را به اسکندر نسبت می دهند در حالیکه اسکندر تنها این کاخ را آتش زد ولی صورت های آن را به عنوان بت نتراشید ! ..... وقتی گفته می شود که مردم ایران در هنگام حمله ی اعراب اسلام را با آغوش باز پذیرفتند در حالیکه اعراب ایرانیان را مجوس نامیدند و و هرچه ایرانیان داشتند را به یغما بردند و زنان و دختران ایرانی را هم از لطف خود بی نصیب نگذاشتند ......
می گویند دروغ هرچه بزرگتر باشد باورش آسانتر است !
پ . ن ( به سبک اکبر ) : با خودم فکر می کنم خیلی هنر کنیم چند دروغ برایمان فاش شود ، ولی به چه چیزی اطمینان کنیم وقتی تمام اطلاعات و دانسته هایمان دروغ های بزرگی هستند که  برای تحمیق ما طرح شده و می شوند ..... این وسط کمیاب ترین کالا حقیقت است !