پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

معبد عشاق
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٩
 

چقدر دلم هواي ديدن تاج محل رو كرد ، بعد از مدتها يه ساعت تلويزيون ديدم ، موقعي كه احتمالا بيشتر ملت داشتن يكي از سريال هاي مزخرف ماه رمضون رو مي ديدن شبكه ي 4 داشت يه مستند راجع به تاج محل نشون ميداد . .

واقعا اين بنا و بنا هاي اطرافش با شكوه و بي نظيره . .

و البته جريان ساخته شدنش و سرنوشتش جذاب تر و دراماتيك تر . .  بنايي كه از سر عشق ساخته ميشه ، عشقي باشكوه كه هر چيزي رو به زانو در مياره حتي حكومت و سلطنت و تاج و تخت رو ، وقتي عاشق كه اين بنا رو به ياد عشق سفر كرده اش مي سازه و در غم اين فراق تاج و تخت براش از هر چيزي بي اهميت تر ميشه و فرزند ناخلف كه پادشاهي رو از پدر عاشق به يغما مي بره و اونو مجازات مي كنه كه سالها در اتاقي محبوس بشه كه تنها نماي آن تاج محله جايي كه معشوق آرميده . . چه چيزي جز شكوه و عظمت ميشه از اين بنا انتظار داشت ؟ پسر بيچاره فر مي كرد پدر را مجازات كرده ! نمي دانست پدر . . .

دوست دارم برم تاج محل و از شنيدن بوي عشق سيراب بشم . .

چه چيزي جز عشق مي تونه انقدر زيبا باشه ؟


 
 
عين عدالت !
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٩
 

تو يه جامعه ي ديكتاتوري قاضي اول حكم ميده بعد دنبال دليل و توجيه براي اثبات حكمش مي گرده ، مهم نيست متهم چي ميگه ، چي فكر مي كنه يا هيات منصفه ( اگه وجود داشته باشه ) چه نظري داره ؛ تنها چيزي كه كوچكترين اهميتي نداره حقيقت هست فقط و فقط مهم اينه كه حرف اون به كرسي بشينه و منافع اون تامين بشه . .
متهم نهايتا بايد حكمي رو بپذيره و مجازاتي رو تحمل كنه كه اساسا در مورد اتهام اصلي توجيه نشده و كينه و نفرتي رو بايد تحمل كنه كه شايد پايه اش صرفا يه سوء تفاهم يا خودخواهي باشه . .


اي كاش هيچوقت قاضي نباشم ؛ براي همين هيچ حكمي صادر نمي كنم !


سؤال امتحاني : كدام گزينه صحيح است ؟
الف ) همه گناهكارند مگر اينكه خلافش ثابت شود .
ب ) همه بي گناهند مگر اينكه خلافش ثابت شود .
پ ) هر چي قاضي بگه !
ت ) مورد الف و پ


 
 
بيا اين دفه رو صادق باشيم !
نویسنده : شهاب - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٦
 

بچه جون خودتو جمع كن ! مي فهمي ؟! ديگه دوره ات به سر اومده ، هر چي اصرار داشته باشي كه به لوس بازيهات ادامه بدي بيشتر از چشمم مي افتي ؛‌ حاليته ؟
آهاي والد جان خوشحالم كه كمتر مي بينمت ؛ ولي تو هم حواست باشه كه هنوز هموني هستي كه بودي ؛ فكر نكني خيلي حسابت مي كنما ! چون اينطوري يهو يه كاري مي كنم كه انتظارشو نداري بد جوري تو ذوقت مي خوره . .
اگه يكي باشه كه به درد بخوره شايد تو باشي ؛ البته والد رو خودم جمع مي كنم مواظبت از بچه هم با تو ؛ حله ؟

لا مصب ! بفهم ديگه همه ي آدما مث هم نيستن ؛ يكي باهوش و دريده يكي هم مطيع و خنگ ، خلاصه همه جور آدم پيدا ميشه ؛ مهم اينه كه تو چي كاره اي !

كله كلأ چيز بدي نيست گاهي براي فكر كردن گاهي هم براي خوردن و زدن ! ولي خيلي مواقع هم هست كه بدون اون راحت تر ميشه جلو رفت !

چشم بستن به روي واقعيت و نمك نشناسي كاريه كه هر ابلهي مي تونه انجامش بده ؛ بلاهتم كه هنر نيست ؛ هست ؟!

بدبختي اينه كه فكر كني خيلي كارت درسته ؛ اين عمق فاجعه اس . .

خودتو دوست داشته باش ولي تو رو به حضرت عباس فقط خود ِ خودتو نه عادت هاي احمقانتو ؛ فرقشو مي فهمي ؟ اميدوارم !

نشستي دل دل مي كني كه چي ؟ يا بگو يا علي و بيا جلو يا برو بمير ! چه مي دونم ! هر كاري عشقته بكن . .  اين ريختي دپرشن مي شي ها عزيزم !

تويه ديوونه رو نيگاه دلت خوشه ها ! اومدي پيش كي درد دل مي كني خير سرت ؛ خدا وكيلي از ف اح ش ه هايي مث تو حالت تهوع بهم دست ميده ؛ حالا هي زرت و زرت هم بگو عاشق شدم ؛ تو اصلا مي فهمي عشق چيه آخه الاغ ؟

مي دوني همه چيزت شده توهم ! دوران كودكي به سر اومده يه ذره چشاتو باز كن . .

اون مرتيكه ي رشوه بگير رو خيلي دوست دارم ؛ مي دوني چرا ؟ چون خودشم مي دونه چه گ ه ي هست !


 
 
 
نویسنده : شهاب - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٦
 

آرزو براي امت من اميد و رحمت است ، چون اگر آرزو نبود هيچ مادري به فرزندش شير نمي داد و هيچ باغباني درخت نمي كاشت .

پیامبر