پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

شـ ـیـ ـشـ ـه
نویسنده : شهاب - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٢
 

حرف هایی که می خوریم گاهی می تواند زنده کند و بمیراند


بلند بلند فکر کردن گاه به اوج می برد و گاه به زیر می کشد !


 
 
خـ ـا طـ ـر ه
نویسنده : شهاب - ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

 

به خواب می روم و او را در آغوشی دیگر می بینم و ... می شکنم !


بیدار که می شوم او چشمانش خیس است ، فهمیده چه خوابی می دیدم!


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →