پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

فوران
نویسنده : شهاب - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٩
 

 

لعنتی! فکر می کنی من از این وضعیت خوشم میاد؟

 

فکر می کنی بی رگم؟

 

فکر می کنی درک نمی کنم؟

 

به خدا منم می فهمم.....

 

به خدا منم درک می کنم.....

 

ولی چه کنم که نمی تونم...........

 

 نمی تونم مث بقیه برای اینا فریاد بکشم؟!

 

چه کنم که نمی تونم شیشه ی آینه رو بشکونم؟

 

چه کنم که نمی تونم الکی چیزی رو بهانه کنم و با یکی دعوا کنم؟

 

مشتش بزنم و سرش فریاد بکشم ؟

 

کتک بخورم و کتک بزنم؟

 

خودمم خسته شدم.....

 

خسته شدم از اینکه می تونم منطقی فکر کنم و باسه ی هر چیزی

 

یه توجیه درست داشته باشم.........

 

و آخه لا مصب واقعا درسته!

 

ای کاش منطقی نبودم و می زدم به سیم آخر.....

 

ای کاش معمولی بودم!

 

ای کاش می فهميدی...............