پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

کريسمس مبارک !
نویسنده : شهاب - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱
 

1- امسال معلوم نیست نوروز هست یا کریسمس؟! من که نوروز با برف یادم نمی یاد!

 

به هر حال نوروز قشنگه و فوق العاده اس

 

چه با برف چه با شکوفه!

 

 

2- امسال سال تحویل مث مستا بودم .... گیج گیج .....

 

و شرمنده از یه وجود نازنین که این همه بزرگه و این همه در حق من گذشت کرده ......

 

با وجودی که مدت ها عذابش دادم هیچی نگفته ........

 

خوشحالم که بالاخره به من گفت ......

 

خوشحالم که سال جدید خودمو بهتر می شناسم و خوشحالم که انقدر دوستش دارم ........

 

و حالا دیگه اونم اینو می دونه  .............

 

 

 

3- گاهی اوقات یه چیزایی که به نظرت بدیهی می رسه رو یه دفه می فهمی که دقیقا

 

بر عکسش بوده ......

 

نمی دونی که چه عکس العملی داشته باشی ؟

 

تعجب کنی؟ وحشت کنی؟ فریاد بزنی؟ و یا اینکه گریه کنی ......؟

 

اصلا حتی نمی تونستم تصورش رو هم بکنم که من از دید اون این شکلیم ...

 

انقدر بی احساس و بی رگ و بی خیال و شایدم مث یه درخت یا حتی قارچ ......

 

همیشه فک می کردم همه ی گفتنی ها رو از چشمام خونده ......

 

و نیازی ندارم که چیزی بهش بگم ......

 

وقتی همه ی این چیزا رو فهمیدم ......

 

مث این بود کسی با پتک زد توی سرم ......

 

گیج شدم ......

 

ترسیدم .....

 

از خودم بدم اومد .......

 

و مث دختر های 14 ساله هق هق گریه کردم ......

 

ای کاش دل آدما مث شیشه بود  و احتیاجی نبود که احساستو توصیف کنی .....

 

ای کاش  چیزی رو که خودت احساس می کنی برای دیگری هم قابل دیدن بود!