پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

سوتی + چاپ دوم!
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢
 

گاهي اوقات توي حرف زدن هاي عادي نا خواسته جملاتي از زبان آدم خارج ميشه كه غير از اون معني اي كه منظور شخص گوينده هست معانيه ديگه اي هم داره ..... معاني اي كه شايد مفهومشون خيلي سه باشه !

ديروز توي دانشگاه حرف سر اين جور اتفاقات بود و هر كسي داشت خاطره اي از چنين حرف هايي كه به نوعي هم ميشه اسمشو گذاشت سوتي تعريف مي كرد ....

يكي از سوتي هايي كه نقل شد خيلي با نمك بود كه حيفم اومد براي شما نگمش !

البته اميدوارم اگه سن شما كمتر از 18 ساله بقيه ي اين مطلب رو نخونيد ....!

و اما ما جراي اين سوتي از زبان راوي :

يكي از استادامون هست كه اگه كسي قبل از اجازه ي اون شروع به جمع كردن وسايلش در اواخر كلاس بكنه خيلي شاكي ميشه و شروع مي كنه به داد و بي داد كردن ...

ديروز سر كلاس وقتي تقريبا وقت كلاس داشت تموم مي شد يكي از دختر هاي كلاس وسايلشو مي ذاره توي كيفشو زيپ كيفشو مي بنده و صداي كشيدن زيپش توي همه ي كلاس مي پيچه ...

استاد كه اين صدا رو مي شنوه خيلي عصباني ميشه و بلند ميگه :« من كه هنوز كارم تموم نشده بود تو زيپتو كشيدي بالا! »

ديروز ما كلي وقت داشتيم به اين سوتيه استاد مي خنديديم .... البته تصور اينكه چهره ي اون دختر كه گويا خجالتي هم بوده خيلي جالب بود .... البته طفلكي جلوي اون همه پسر احتمالا از خجالت آب شده ولي قبول كنيد كه خيلي سوتيه بامزه اي بوده!

 

شنبه 2 خرداد 1383 ......................................ساعت 5:30 عصر

 

چــاپ دوم

 

مذهب در تار و پود وجود ما ريشه دوانده .....

يه مساله ي جالب امروز توجه منو به خودش جلب كرد ....

وقتي رفتم به سالن امتحان براي اينكه امتحان نيم ترممو بدم بعد از حدود 5 دقيقه كه سالن كاملا پر شد ديدم كه با اينكه هيچ محدوديتي براي نشستن روي صندلي ها براي دختر ها و پسر ها وجود نداشت همه ي دختر ها دسته جمعي در يك گوشه ي سالن نشسته بودند و پسر ها هم در قسمت هاي ديگه .... نه استاد آدمي بود كه بگه دختر و پسر ها جدا بشينن .... نه دختر ها به نظر مذهبي ميومدن ..... و نه هيچ عامل ديگه اي وجود داشت كه بخواد باعث اين كار بشه ....

تنها چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه حتي در بين افراد غير مذهبي جامعه ي ما به طور نا خود آگاه بسياري از قوانين و هنجارهاي مذهبي ريشه دارد ..... اين در صورتي است كه حتي شايد خود آن افراد متوجه اين تاثير فرهنگي عميقي كه مذهب و عرف بر طرز رفتار و سلوكش گذاشته نشوند ....

 

 

و در ادامه مطالب قبل :

تكنيك هاي اساسي سلوك و رفتار با مردم

انتقاد نكنيد !

- موقع معاشرت با مردم بايد به ياد داشته باشيم سر و كارمان با افرادي نيست كه منطق سرشان مي شود  ، بلكه با افرادي سر و كار داريم كه داراي احساساتند ، موجوداتي هستند داراي تعصبات و عقايد بي دليل و محركشان غرور و خود بيني است .

- كار لايل : « يك مرد بزرگ بزرگي خود را به وسيله ي طرز سلوكش با افراد كوكچك نشان مي دهد.»

- همه را شناختن به منزله ي همه را عفو كردن است .