پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

روی ديوار توالت ( ادامه .... )
نویسنده : شهاب - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٦
 

 

روي در و ديوار

پشت كاميون ها و ماشين هاي مسافر كش و ماشين هاي اسپورت شده ي ژيگولي

روي صندلي هاي اتوبوس

روي ميز هاي مدرسه

و حتي توي توالت هاي عمومي

مي شه جملات مختلفي رو ديد كه يه سريشون يادگاري هستند ، كه به اسم شخص نويسنده و همچنين تاريخ حك شدن يادگاري مزين شده اند و يا فحش و حرف هاي بي ناموسي اند يا شعار هاي سياسي اند يا اسم فوتباليست ، خواننده  و يا چه مي دونم اسم يه آدم معروفند و گاهي هم جملاتي قصار كه از جايي نقل شده اند و يا از ذوق نويسنده ي شان بهره برده اند.....!

حتما شما هم زياد چشمتون به همچين نوشته هايي خورده .....

امروز توي دانشگاه سر كلاس يه نوشته توجه امو جلب كرد كه به نظرم خنده دار اومد ، البته اميدوارم دعوام نكنيد چون مفهوم اين نوشته با عقيده ي شخصي من يكسان نيست ولي تو اين روزا كه اصلا توي مغزم هيچ سوژه اي براي نوشتن پيدا نمي شه گفتم شايد بهانه ي خوبي براي نوشتن باشه !

احتمالا اين روزا كمتر وقت مي كنم بلاگمو به روز كنم براي همين پيشنهاد مي كنم براي خالي نبودن عريضه شما هم اگه نوشته ي جالبي رو در جاي نا متعارفي مث جاهايي كه من مثال زدم و يا هرجاي ديگه اي ديده ايد توي قسمت نظرات اين مطلب بنويسيد ..... من هم سعي مي كنم مطلب شما رو توي متن اصلي بلاگ بذارم ...... شايدم يه مجموعه ي جالب از آب دربياد !

و اما نوشته اي كه من امروز روي ديوار كلاس خوندم :

LOVE is a name

FUCK is a game

So

Forget the name

&

Start the game !

 

حالا براي شروع خودم هم چند تا از اين عبارت ها كه الان به ذهنم مي رسه رو اينجا مي نويسم و منتظر مي شم تا نوشته هاي شما رو به اين پست اضافه كنم ..... مطمئنا شما چيز هاي جالبي بايد يادتون باشه .....:

ديپلمات عشق ( پشت يه تاكسي )

بر چشم بد لعنت ( پشت يه ماشين قراضه )

 ( پشت يه ماشين با راننده ي  ..... Okay

مرگ بر ..... ( توي توالت عمومي )

رفراندوم ( توي توالت دانشگاه ! )

فردين شاه بازيگران ايران ( توي توالت سينما )

مادر تو ..... ( توي توالت ..... )

يه قلب با يه تير گنده وسطش ( روي صندلي اتوبوس )

يا علي گفتم و عشق آغاز شد ( توي توالت مسجد )

استاد دوني ( روي جايگاه نشستن استاد ان دانشگاه در كلاس درس )

خطر رقص بندري ( روي اتاقك هاي اداره ي برق ! )

و خيلي چيزاي ديگه كه شايد الان يادم نياد .....

كماكان منتظر نوشته هاي شما هستم .....!

 

حامين :

اينو ببين تو رو خدا ....

همش مال خودت !

 

جوجو :

بوق نزن شاگردم پشت وانت خوابه ( پشت يه وانت قراضه )

 

شازده كوچولو :

خط نوشتم كه خر كند خنده!

قربونم بري هفت روز هفته اين شكل بي ريختت به كي رفته ؟!

در نگاهت مهرباني داشتي با تو گفتم دوستت دارم ولي زير چشمم يك بادمجان كاشتي!!

نگاهم با نگاهت كرد برخورد نگاهت كردم و حالم به هم خورد!!

در كوچه باغ خاطره عشقم سوار قاطره!!

قوري ز قلم ، قلم ز قوري تو عشق مني گوگوري مگوري!!

عشق مثل تپه ي سبزي ست كه هر كره خري از آن بالا مي رود!!

اي كه قورباغه ي عشقت در چمن زار دلم قور قور مي كند ... اي كه سگ علاقه ات در گوشم هاپ هاپ مي كند ، بي تو سر به نا امني خواهم گذاشت ......

مزن بر سر ناتوان دست زور سرش مي شكنه احمق بي شعور!!

الهي فلكه بشي ، وانت بشم ، دورت بگردم!!

در دايره ي عشق تو سينوس شدم تانژانت و كتانژانت و كسينوس شدم .....

اين ياد گار من است هر كس بخواند خر است .....

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم ....

بي تو هرگز ، با تو عمراً !!

(روي صندلي اتوبوس ) : لطفا پس از خوردن ابر ، دندان هايتان را مسواك بزنيد!!

( کنار پلاک برق کلاسها ) : اگر خواهی بميری بی بهانه بکن ميخی درون اين دهانه ....

 

گلبرگ مغرور :

يك اثر كفش روي سقف و كنارش : کی اينجا راه رفته؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 

كسي ديگر :

زندگي بدون عشق مث شلوار بدون كش !

عشق تپه اي است كه هر خري از آن بالا مي رود !

 

علي فينگيلي :

گر میخواهی که نبینی هنرت را ......  برخیز و بکش سیفون بالای سرت را !! ( مسلما اين نوشته در توالت نگاشته شده است! )

 

منگوله :

پشت يه گاري : تو هم قشنگي !

 

تاريخ شفاهي :

روي داشبورد ميني بوس : در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با كيش رخت مات شدم !

 

سيما :

( پشت يه تاكسي ) : كاش زندگي هم دنده عقب داشت ....

 

داداشي :

يا مكن با فيلبانان مشورت .... يا اگر كردي ، خانه اي ساز كه از آن فيل تو رود !

 

امشاسپندان :

بيمه اش کردم به نام ابوالفضل ( پشت کاميون مدل سال   ۴۵ ! )

آزاده عشق بابايی ( باز پشت کاميون )

علی و بابا علی روی فاطی سوارند توی فاطی سواری ديگه لنگه ندارند!! ( روی تخته سياه يکی از کلاس های موسسه ای که توش درس ميدم )

از عشق تو من کرمم باور نداری وول وول! ( روی ديوار يک خانه در کوچه مامان بزرگم )

جيگرتو خام خام روده تو آب پز ( پشت پيکان مدل ۵۱ اسپرت )

به داف مارکت داش رضا خوش اومديد.... ( رو ديوار يک اغذيه فروشی عهد دقيانوس )

كبوتر زخمي

شيدا خيلي گران فروشي ( روي ديوار مدرسه دخترانه ! )

 

با ياد مرگ

از پشت بوم عشق تو افتادم و گورگامنه كردم ..... از ترس اقات مثل كلاغ قا قار قارنه كردم

 

حرف هايي از دل زمان

در طواف شمع مي گفت اين چنين پروانه اي : سر پيچ سبقت مگير جانم مگر ديوانه اي ؟! ( پشت كاميون )

 

يك زن

شكمو ( كنار باك كاميون ! )

 

آواي آتش

تبليغ قرص ضد حاملگي ( پشت در توالت توالت هاي كالج در كانادا ! (  مث اينكه اين رسم و رسوم منحصر به ايران نيست! ))