پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

سوء تفاهم نامه ۲ ( ۱۸+ )
نویسنده : شهاب - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱٦
 

در چند مطلب پیش نوشته ای در مورد سوء تفاهم نوشتم که به سوء تفاهمات سیاسی می پرداخت ، این بار در یک مطلب دیگر در مورد سوء تفاهمات در امور قضایی مثالی را با هم مرور خواهیم کرد .... به امید اینکه مورد توجه مسوولین امر قرار گیرد ....
یارو رو به جرم زنا دستگیر می کنن .... طرف می گه :
 بابا الا و للا من اینکار رو نکردم ... باسم پاپوش درست کردن ..... - 
هر چی میگه قاضی می گه :
- نه خیر همه ی دلایل روشنه و هیچ دفاعی شما ندارید که از خودتون بکنید......
حکم شما قابل اجراست .... چهار نفر خودشون با چشای خودشون دیدن ... ! مو لا درزش نمیره ....
دیگه آخرش طاقت یارو سر میاد و میگه :
- آقای قاضی به عنوان آخرین تقاضا می خواستم مدرک مهمی رو به شما نشون بدم ....
البته به طور خصوصی .....
..... بالاخره با اصرار طرف قاضی راضی شد و رفتن با متهم تو یه اتاق ، و متهم بدون هیچ مقدمه ای شلوارشو کشید پایین!
قاضی چشماشو بست و فریاد زد :
- مرد این چه کاری هست که می کنی ... خجالت داره .... !
مرد هم گفت :
- آقای قاضی چشماتونو باز کنید ... باید یه نگا بهش بندازید .... !
- مرد حسابی این فعل حرامه ، دیدنش گناه داره ... مگه فیلم امام علی رو ندیدی ؟ عمر و عاص چه جوری جنگ رو از حضرت برد ؟
بکش بالا ... زود باش .... وگرنه یه پرونده  هم باسه ی این کارت باز می کنما ....
- آقا باور کنین نمی شه .... پیروزی من تو این دادگاه به این بستگی داره که شما حتما ببینینش ....
- استغفرالله ... نخیر این زبون آدمیزاد سرش نمیشه ....
خلاصه بالاخره قاضی دل رو به دریا زد و چشماشو باز کرد تا یه نگاهی بهش بندازه ....
به یکباره قاضی فریادی زد و گفت :
- کوش؟
- کی کوش؟
- اون ... اون کوش؟
- چی آقای قاضی متوجه منظورتون نمی شم ....
- بریدیش؟
- چی رو؟
- بریدی که ازحکم من فرار کنی؟
- آخه چی میگی بابا آقای قاضی؟
- بابا آلت زنای تو کوش .... اونجا که هیچی نیست ....
- آقای قاضی مدرک مهم که می گفتم همیه دیگه .... من اصن گلاب به روتون از اینا ندارم .... آخه چه جوری می تونم این کار رو کرده
باشم؟!