پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

خسته ام ؛ خيلی خسته
نویسنده : شهاب - ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢٤
 
توی اين دو هفته ی اخير حدود ۶ کيلو لاغر شدم ( الهی بميرم!)
مامانم حالش اصلا خوب نبود البته الانم کاملا حالش خوب نشده (حالا نه من حوصله دارم که بگم مريضيش چی بود و نه اينکه احتمالا شما حوصله شنيدنشو دارين)
خيلی حالش بحرانی بود و من به شخصه به شدت ترسيده بودم که نکنه.................
نه ولش کن حتی فکرشم تنمو می لرزونه.
در عرض اين مدت من که اصلا اهل کار خونه و از اين جور برنامه ها نيستم مجبور بودم تمام بار کارهای خونه رو به دوش بکشم.
از بد ماجرا همه ی اين ماجرا ها همش صاف شب عيد پيش اومد؛ يه دفعه نا غافل ديدم که قراره برای خونه تکونی يه نفر بياد خونه رو تميز کنه
منم مجبور بودم که دو روز نرم سر کار و از اونجايی که می خواستم اين دو ؛ سه نشه خودمم وايستادم پا به پای اون بابا به کار کردن.
خود کارگره تعجب کرده بود؛ می گفت من تو اين همه جاهايی که رفتم کار کردم تا حالا نديدم يه جوون مثل تو اينطوری تو کارای خونه کمک کنه!
اينقدر با شامپو فرش به جون فرش های خونه افتادم که همه ی کت و کولم درد گرفت.
و خلاصه من که می خواستم به کارگر کمک کنم تا مجبور نباشم روز سوم هم خونه بمونم؛
روز سوم از دست درد توی خونه مث يه جنازه ولو بودم!
تو اين مدت يه سری از اعضا فاميل هم به جای روحيه دادن به ما مث قصه ی دوستيه خاله خرسه اين استرس ها رو بيشتر و بيشتر کردن...............
حالا می خوام يه گله بکنم از کسايی که بيشتر دوستشون دارم و بهشون بيشتر وابسته ام
شايد اين گاه بيشتر متوجه ی پسر خاله ام هست.
از کسی که بهترين دوست من توی همه عالمه
از کسی که هميشه سنگ صبورم بوده
من فکر ميکنم که توی رفاقتم با اون تا اونجايی که تونستم و از دستم بر می اومده کم نذاشتم.
پارسال همين موقع ها يه همچين مشکلی برای اون پيش اومده بود ؛ من تا اونجا که برام مقدور بود سعی کردم تنهاش نذارم.
ولی با اينکه چند بار تو اين مدت بهش گفتم که بيا پيش من بهت احتياج دارم
متاسفانه اون نيومد..........
می دونم که حضورش برام يه جور قوت فلب بود ولي.................
البته خودمم نمی دونم چرا اينو نوشتم! چون اصلا اهل اين خاله زنک بازی ها نيستم؛
خصوصا اينکه می دونم احتمالا اين اين نوشته رو می خونه.
ولی با همه اين حرفا بازم اون بهترين دوست منه
با اينکه خيلی متفاوتيم
خيلی متفاوت شايدم متضاد هم فکر می کنيم
ولی فکر می کنم مکمل های خوبی هستيم............
تا بعد.............