پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

 
نویسنده : شهاب - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٥
 

حتي تفاله چايي هم شايد يه ارزشي باسه ي خودش داشته باشه ؛ يه نفر تعريف مي كرد توي زندان كه سيگار كم گير ميومد ، تفاله هاي چايي رو خشك مي كردن ، لاي كاغذ مي پيجيدن و بعد به جاي سيگار مي كشيدن ...
منتهي احتمالا آدم بايد بيوفته زندان تا قدر چيزاي بي اهميت مث تفاله هاي چايي رو بدونه !