پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

فعلا خدا حافظ!
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢۸
 
سلام
خوبيد؟
حتما شما هم اين روزای اخر سال حسابی شلوغه
منم مثل شمام!
الان حال مامانم خيلی بهتره
قراره فردا بريم مسافرت ؛ اميدوارم بهمون خوش بگذره!!!!!!!!!!
خلاصه اگه چند روزی نبودم اميدوارم بتونيد دوريه منو تحمل کنيد!
در پايان می خوام يه سری تشکرجات بکنم:
اول از سعيد پسر عمه و همکارم که مثل يه برادر بزرگتر برام می مونه؛ به خاطر حمايت های فکری ای که ازم می کنه ؛ به خاطر ايجاد ميل به زنده بودن !
دوم از همه کسايی که تو مدت مريضی مامانم از من حمايت کردن و به فکر من بودند.
سوم از پسر خاله ام سروش؛ به خاطر همه لحظات خوبی که با او هستم
چهارم از عمو هايم در کانادا که مرا فراموش نمی کنن و به فکر من هستن.
پنجم از بر و بچ دانشگاه به خاطر .................
ششم از دوستای اينترنتی ام :سپيده؛ پريسا؛صبر تلخ!؛ فرشته و.........
هفتم از خدا که هميشه در سخت ترين لحظات به کمکم اومده
هشتم از خودم به خاطر اينکه هنوز ايستاده ام!
نهم از بر و بچه های روزنامه جهان فوتبال چون هر روز با اونا بودم!

ارزو می کنم که هر جای دنيا هستيد از زيبايی های نوروز لذت ببريد

ارزو هايتان را ارزو می کنم

تا بعد........................