پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

خود مظلوم بينی
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٩
 

غم زده و در کنجی نشسته
منتظر دیگری
که شادی را به او ببخشد ،
و دیگری نیز منتظر او ،
و اینچنین هر دو تا ابد جرعه های غم می نوشند ،
انتظار . . . ، این افیون پوساننده . . .
خالق قبرستان شادی ،
ثواب گریه و گردن زدن ،
و سعادت تنهایی و بد گمانی ؛
نفرین بر این انتظار عاشقانه !

پ.ن: آخرین خبر :
درختی پوسیده
که امید تکیه گاهی برای دیگران بود ،
دست به خود کشی زد !