پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

 
نویسنده : شهاب - ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱۳
 

عروس هزار داماد !
که لبخند هایت ارزان تر از باد چشم ها را به شیطنت می کشاند . . .
از نفرت ، غرور ، تحقیر ، کنایه ، دروغ ، آغوش هوس انگیز و اعتماد به نفس پولادینت متنفرم !
بی تفاوت تر از همیشه به صبری که او به من هدیه داد با چشمانی حیرت زده می نگرم . . .
قرن هاست که به تزویر بی اثرت لبخند می زنم !