پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

A n a l y s e
نویسنده : شهاب - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۱
 

خبر : شنیدم در کشور امارات مسافر های ایرانی هواپیمایی را به بهانه ی مشکوک شدن به حمل مواد مخدر مورد بازرسی بدنی قرار دادند . مسافران (زن و مرد) را برهنه کرده و مأموران مرد فرودگاه با انگشت داخل مقعد زنان و مردان و همچنین مهبل زن ها و دختران را چک کرده اند که در این قسمت بدنشان ماده ی مخدری مخفی نکرده باشند . در این بازرسی بدنی چند دختر ایرانی که باکره بوده اند بکارت خود را از دست داده اند . در حین بازرسی های به عمل آمده چند نفر اعتراض و مقاومت می کنند که با ضربه های باتوم مأموران فرودگاه ساکت می شوند .
در پایان این بازرسی هیچ ماده ی مخدری از مسافر های این هواپیما یافت نمی شود .
مسافر های ایرانی بعد از این برخورد به سفارت ایران در امارات پناه می برند تا به داد آن ها رسیدگی کند و از اتباع کشورش حمایت نماید ؛ آن ها را به داخل سفارت راه نمی دهند و به ایشان می گویند : «شما بروید ، ما رسیدگی می کنیم!»
امروز روزنامه ی اعتماد از قول وزیر خارجه ی ایران و سخنگوی دولت در واکنش به این خبر مطالبی را چاپ می کند . در این مطالب این خبر نه تأیید شده و نه تکذیب و به ایرانی ها توصیه شده است که در سفر های خود بهانه به دست دیگران ندهند تا با آن ها چنین برخورد هایی نشود !

چند روز پیش این خبر را شنیدم (شاید به دلیل شفاهی بودن منبع ام این خبر دقیق نوشته نشده باشد) ، امروز صبح هم روزنامه ی اعتماد را دیدم که در صفحه ی اولش یکی از تیتر هایش درباره ی این موضوع بود .
به شدت عصبی شدم ، با توجه به حساسیتی که به اعراب (اعراب شبه جزیره ی عربستان) دارم شنیدن این خبر حس عرب ستیزی ام را به شدت تحریک کرد . بعد که کمی احساساتم رقیق تر شد و جا را برای منطق باز کرد در این مورد با همکارانم صحبت کردم ، سه نفری نظرات مختلفی را در این باره مطرح کردیم تا شاید بتوانم به جمع بندی ای دست پیدا کنیم . این موضوع هم مانند بسیاری از مسایل فرهنگی اجتماعی ای که در بررسی آن ها بعد از مدتی متوجه می شویم موضوع بسیار پیچیده تر از آن است که فکرش را می کردیم ، بسیار پیچیده است و ابعاد مختلفی دارد :

یک – قبل از هر چیز باید یک نکته را در نظر داشت و آن این است که نباید آن جمله ی معروف «از ماست که بر ماست» را فراموش کنیم . جستجو درباره ی این مسأله ، ریشه و احیاناً یافتن واکنش های مناسب -  که در توان من ِ نوعی به عنوان یک عضو از این جامعه است – منطقاً باید متوجه خود ما ، رفتار های ما ، فرهنگ ما و آن چه تا کنون – از ابتدای شکل گیری تمدن مان – انجام داده ایم باشد . لزومی ندارد که به نحوه ی برخورد عرب ها ، ترک ها ، اروپایی ها ، آمریکایی ها و . . . مشکلات فرهنگی ، خصوصیات و رفتارشان بپردازیم .

دو – خبری که در بالا آمده است تنها یک نمونه است ، هم من و هم شما تا به حال قطعاً بار ها و بارها خبر هایی از این جنس - که حاوی برخورد نا مناسب در کشورهای دیگر با اتباع ایرانی است – را شنیده ایم . فکر می کنم منطقی تر این است برای تفکر و بحث در این باره نباید خود را به این خبر محدود کنیم . مسلماً نگاه از بیرون و در نمای Long Shot به این مسأله دید بهتری به ما میدهد تا بهتر بتوانیم آن را تحلیل کنیم .

سه – باز هم بهتر است پا را فراتر گذاشته از تفکر در مورد مسأله ی «بی احترامی به اتباع ایرانی در خارج از کشور» به مسأله ی «بی احترامی افراد به یکدیگر در ایران» بپردازیم که به نظر می رسد ریشه ی این «بی احترامی های دیگران به ما» را باید در «بی احترامی ما به ما» جستجو کنیم . و به جای بحث در باره ی مسأله ی «بی تفاوتی مسؤولان کشور ما و خود ما به بی احترامی هایی که به اتباع ایرانی در خارج از کشور می شود» به مسأله ی «بی تفاوتی ما به بی احترامی هایی که به ما می شود» بپردازیم . این زاویه ی دید باز تر از زاویه ی قبلی است و احتمالاً ما را در رسیدن به ریشه ی چنین مسأله ای بیشتر کمک می کند . هر چند بدیهی است که باز هم می شود بالاتر رفت و از زاویه ای باز تر ابعاد مسأله را دید و با اشراف بیشتری آن را بررسی کرد .

 چهار –  من چه کاری از دستم بر می آید ؟ تا به حال دو جواب برای این سؤال داشته ام :
یکم : تلاش برای یافتن ریشه ی این مسأله ، یافتن موارد مشابه در زندگی شخصی و روزمره ی خودم و کوشش برای اصلاح خودم . (بهتر است به جای تلاش بیهوده برای تغییر تمام دنیا (کاری که نسل پدران ما سعی کردند انجام دهند و نتیجه اش را همه می دانیم) خود را اصلاح کنم)
دوم : سعی کنم دوستان و اطرافیانم را نیز به تفکر در باره ی این مسأله ترغیب کنم .

پ.ن 1 : تجربه ی وبلاگ نویسی ام به من می گوید مطالب طولانی در وبلاگستان کمتر خوانده می شوند ، با علم به این مطلب پست امروزم طولانی است و . . .

پس نوشت : بی دلیل این متن رو نوشتم و ازین کارم پیشمونم ! 

همه ی اهمیت این خبر به قسمت از بین رفتن بکارت دختران بود ؟ که یه سری از دوستان (خانم ها) اصرا داشتند که توضیح دهند با انگشت نمی شه بکارت رو از بین برد ! (یه توضیح برای آن دسته از دوستان و اونم این که مال همه مث مال شما نیست!)

یکبار آمدم برای دیگران بنویسم و فهمیدم این کاره نیستم ! و البته این کار کلاٌ کاری است بیهوده !

تنها به گفت و گوهایم با خودم بسنده خواهم کرد !