پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

مـ ـا
نویسنده : شهاب - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٧
 

این دسته بندی ها ، این خودی و غیر خودی و این بی اعتمادی ها
نمی دانم همه ی این ها از ماست که بر ماست یا که نه ؟
احساسات را به کنار اگر بگذارم می بینم که ، حال نه به این غلظت ، ولی از همین جنس عقاید ، واکنش ها و رفتار ها در خود و دیگران اطرافم می بینم .
وقتی مروری گذرا می کنم بر سالیانی که زیسته ام می بینم این طرز فکر چه لبخند ها و شادی هایی و چه عشق هایی را از من دور کرده است و هر بار می بایست این فکر و این نوع اندیشه را سرزنش کرد ، هر جا که باشد ، نه شخصی خاص را .
شاید بد نباشد که امروز عامل این همه تلخکامی ، و همه ی این بی اعتمادی ها و خود محوری ها پا بر خرخره ی ما گذارده و این چنین عریان گلوی ما را می فشارد تا بیشتر لمس کنیم آن چه تا کنون خود را پشت نقاب های مختلف و مخفیانه به ما تحمیل می کرد چه ذاتی دارد و تا آن را نشناسیم و در خود نکشیم اوضاع بر همین منوال است و امیدی به بهبود نیست .
«دشمن» واژه ای است که بارها می شنویم و عمدتاً کسی یا کسانی مقصودمان است که خودی نیستند ، حال یا از کشوری دیگر و یا دیگرانی غیر از «ما» ! غافل از آن که بزرگ ترین دشمن ما درون «ما» است ! درون «من» ، درون «تو» ، درون «ما» !