پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

ديدار با ملا عمر !
نویسنده : شهاب - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٠
 

بلا اينجا در باره ی يه دوست قديمی که زده تو کار موسيقی و قيافه اش هم مث اعضا ی ارشد گروه طالبان شده اينجا يه سری مطلب نوشته بودم.

ديشب به من زنگ زد و بهش گفتم فلانی فردا چی کاره ای ؟ ميتونی بيای بريم جايی؟

که جوابش به پيشنهادم مثبت بود .....خلاصه برنامه رو رديف کردم با گابريل هم هماهنگ کردم و با وحيد (همون طالبانيه!) ساعت ۹ صبح توی زمين بازيه پارک ساعی قرار گذاشتم.

با اين کار با يه تير چند تا نشون می زدم:

۱-سر قرار بلاگرها می رفتم

 ۲-چند ساعت با گابريل بودم و گابريل هم می تونست استاد خودش يعنی خاطرات کودکی رو  ببينه

۳-مدتی هم در کنار وحيد بودم

ديشب بعد از تنظيم برنامه ی صبح ساعت ۱ شب پا شدم اومدم خونه ی گابريل ..........و ما تقريبا تا ساعت ۵ صبح بيدار بوديم......وساعت هم برای کوک کردن نداشتيم!

حالا ماجرايه اينکه چرا انقد دير خوابيديم خيلی مفصل و در عين حال مزخرفه! يه گندی بالا آوردم که حقيقتش فعلا که دلمو نتونستم راضی کنم که ماجراشو تعريف کنم...........

ساعت ۹:۱۵ به طور اتفاقی از خواب بيدار شدم و گابريل رو با انواع اعمال شاقه که حتب توی عجب شير هم نميشه مشابهشو ديد بيدار کردم و خلاصه ی کلام ساعت ۱۰ به پارک رسيديم.

خوشبختانه همون اولی که وارد پارک شديم اسم خودمو از بلند گوی پارک شنيدم و متوجه شدم که وحيد هنوز نرفته ..وحيد رو ديدم و با اون به دنبال بلاگر ها که فکر می کردم کلی آدم جمع شده باشن گشتيم حتی پيج کردن خاطرات کودکی هم فايده ای نداشت....

(احتمالا خاطرات کودکی وحيد رو بايد در زمين بازی ديده باشه چون کسی با هيبت و ريش و سبيل وحشتناکی مث وحيد زياد از چشم ها پنهون نمی مونه!)

بعد از کلی حرف زدن با وحيد و گابريل همراه وحيد به خانه ی هنرمندان رفتيم و تا تموم شدن تمرين وحيد با گروه ارکستر منتظر بوديم .....نوازنده ها از اينکه دو نفر اومدن صداهاب ناهنجار اينهمه ويلون رو گوش می کنن تعجب کرده بودن احتمالا پيش خودشون می گفتن اينا چقد ........!

بعد از صرف غذا از وحيد جدا شديم ؛ من هم الان در منزل گابريل هستم و اين اراجيف رو تحويلتون می دم.....

به هر حال ابن جمعه من تا حالا که خوش گذشته هر چند ديشب يکی از بد ترين شبای زندگيم بود.........

الانم دارم می رم بخوابم که بی خوابيه ديشب جبران بشه .....اجازه ميدين؟

تا بعد.............