پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

انتظار برای چند روز پر از اتفاق!
نویسنده : شهاب - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٢
 

سلام

اولا قبل از هرچيز بايد بگم چند روزه که بلاگ مهدی باز نمی شه ..... کلی غصه خوردم.....آخه لا کردار نميشه نبودشو تحمل کرد....پی ام هم که نميذاره ......بی معرفت کجايی دلم باست تنگ شده

در چند روز آينده کلی کار دارم که به جز سرکار رفتن و فوتبال چهارشنبه ها که جز برنامه ی عادی ام هست بايد انجام بدم......خوشبختانه اين کار ها همش برای يه سری اتفاقات خوشاينده.....مثلا:

۱-سه شنبه شب : رفتن به فرودگاه برای استقبال از  دختری از پاريس که حدود ۳ ساله نديدمش....هنوز باورم نميشه تونسته ام اين دوری رو تحمل کنم.......ولی يکی از خصوصيات آدمها هضم کردن وقايع ناخوشاينده.......!

۲-پنجشنبه صبح : ( البته اين هنوز ۱۰۰٪ نشده ) رفتن به مهمانی ای که همه ی بچه های دوران دبيرستان اونجا جمع هستن .......از الان دارم برای اين مهمونی لحظه شماری می کنم ......پارسال خرداد ماه بود همه دور هم جمع شديم و يه شب پيش هم بوديم .......عجب شب خوبی بود واقعا لذتی که تجديد خاطره های دبيرستان و ديدن بچه ها داره قابل توصيف نيست.......البته امسال قراره يه باغ اجاره کنيم و از صبح تا عصر پيش هم باشيم........

۳-پنجشنبه شب : شرکت در مراسم عروسی دايی ام.....نمی دونم پنجشنبه هم جزو ايام فاطميه هست يا نه ! ولی به هر حال دايی من انقد دستپاچه هستش که يه همچين چيزايی رو يادش بره!

۴-جمعه صبح : ( البته بعد از نگارش اين متن متوجه شدم که قرار جمعه برای هفته ی بعده يعنی جمعه ۳ مرداد ؛ راستی تولد مهدی هم نزديکه ايشالا که بتونم برم!) قرار بلاگر ها که احتمالا در پارک ساعی خواهد بود اميدوارم ايندفعه خيلی های ديگه هم حضور داشته باشن......اين يه قراره معمولی نيست درواقع يه جشن تولده .....اطلاعات دقيق تر در مورد اين قرار رو سعی می کنم حتما اينجا بنويسم......ولی اگه خواستيد خودتون پيگيری کنيد در وبلاگ خاطرات کودکی حتما از محل و زمان قرار مطلع خواهيد شد......شما هم بياييد ها.....راستی کادو برای تولد ۳۴ سالگيه خاطرات کودکی فراموش نشه.........

من که اگه مشکلی پيش نياد حتما ميام .....منتظر شما هم هستم در ضمن!

--------------------------------------------------------------------------------------------

راستی چند تا توضيح برای چند تا بلاگر :

۱-داداش عليرضا ما هم کوچيکتيم و هم اينکه شوخی کرديم!

۲-آقا مهدی اميدوارم جمعه ببينمت فقط به شرطی که باسه ی ما هم شيرينی بذاری!

۳-خانم خاطرات کودکی اميدوارم گابريل جمعه بتونه با من بياد و شما رو ببينه .....جمعه ی قبل که خيلی حالش گرفته شد!

۴-خانم بهار خانم عزيز!  اولا از لينکت ممنون.....؛ثانيا قالب جديد مبارک ؛ثالثا اگه تو هم جمعه بيای بهت بد نمی گذره! و احتمالا اگه مث نوشته هات سرزنده باشی باعث ميشی اين جشن تولد شاد تر باشه.....موافقی؟

۵-اين مامان و بابا و دخترشون چه بلاگ توپی دارن چند وقته که بهشون سر ميزنم .....فک می کنم ديگه مشتری شده باشم!

۶-اين خانم هاله ......اول که امروز برای اولين بار نوشته هاشو خوندم فک کردم يه پسره باستانی کاره!چون انقد از رستم و اينا نوشته بود مث زور خونه شده بود!

۷- (اينجا رو لطفا داداش عليرضا نخونه!) اين خانم ماريا هم که انقد ننوشته دچار افسردگيه مزمن شدم!

۸-باور هم که يه قرار گذاشته همه زنگيش مختل شده......! (بابا بی خيال!)

۹-اسباب کشيه زيبای خفته هم در حالی به اتمام رسيد که ايشون خوابيده بودن بقيه مشغول کار بودن! ( آخه يه خانوم زيبا که نبايد تو اسباب کشی شرکت کنه.....مگه نه؟!!!)

۱۰- اين آقای اکبر ( همکار بنده در اين بلاگ! ) هم بس که با اين داداش عليرضای ما گشت مث اون از همه چی نا اميد شده.......

۱۱- به  خاله سوسکه هم برای اولين بار سر زدم که خيلی بلاگ قشنگی داشت. اسمشم با فونت صورتی نوشتم کهرنگ مورد علاقشه!

۱۲-کودک فهيم هم که تو آسموناست!

۱۳-در ضمن مث هميشه مخلص محمد هم هستم!

۱۴-راستی اين مطلب رو دارم عصر دوشنبه اضافه می کنم از همه بلاگ اسپاتی ها برای اينکه نمی تونم بهشون سر بزنم عذر خواهی ميکنم مثلا امروز آلاله به اين جا سر زده که من متاسفانه نمی تونم محبتشو جبرا کنم....اين اکانتم تموم بشه يه اکانت بدون پروکسی می خرم از خجالتتون در ميام!راستی آلاله جان تولدت (۳ مرداد) رو از الان بهت تبريک می گم.............

راستی کتاب جامعه شناسيه نخبه کشی رو خونديد؟ ......دربارش به زودی می نويسم........!

تا بعد.....................