پسر معمولی

گـ ـفـ ـتـ ـگـ ـو هـ ـا ی مـ ـن بـ ـا خـ ـو د م

تهی شده ام !!
نویسنده : شهاب - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٠
 

سلام !

اگه گفتين من کيم ؟!! خوب معلومه....پسر غير معمولی !!

بعد از اون اخطار خطرناک واقعا لازم شده که بيام...! اما من امروز ( حداقل امروز)

نمیخوام گزارش بنويسم...البته نه تنبلی مزاحمه نه پولی که بايد بدم....حتی کی بورد

اين کافی نت هم که فارسی نداره مشکل مهمی نيست.

فقط کمی گيجم...شايد دنيای وبلاگ که از اولين روزهاش ديونم کرده برام هنوز زوده...فکر ميکنم تهی شده ام...يه روز هايی تا به يه کاغذی چيزی ميرسيدم

همه فرياد های دنيا از گلوم می تراويدن بيرون...!!!

يابايد خودمو نگه ميداشتم يا ميديدم که چطور قطار کلمات رديف ميشن...اما حالا...

شايد من واقعا يه مرده متحرکم....چرا نه ؟ بايد دنبال دليلی برای اثبات زنده بودنم باشم...ميگين نه ؟! خوب...چی بگم !!!

بايد برم...دارن اينجا رو می بندن...شايد فردا بيشتر براتون بگم...

تا فردا!   اکبر