خـ ـو ب د و سـ ـت د ا ر م د یـ ـگـ ـه !

به نظرم خیلی خوبه که آدم دستای قشنگی داشته باشه ، مخصوصاً اگه دختری باشه با دستای ظریف ، انگشتای کشیده و ناخن های خوشگل !
ازون جایی که آدم پُر رویی هستم - یا اگه مؤدبانه اش رو بخوام بگم اعتماد به نفسم تو حرف زدن خوبه ! - دوست دارم احساساتمو راحت و بدون فیلتر بیان کنم ، برای همین معمولاً وقتی چنین دستی می بینم ازش تعریف می کنم .
به نظرمم هر کلمه ای نمی تونه عمق احساسمو راجع به لذتی که از نگاه کردن به یه دست زیبا می برم نشون بده . . .
مناسب ترین توصیفی که به ذهنم می رسه رو می گم ، که : چه دستای سـ ـکـ ـسـ ـی ای داری !
چند باری که این تعریف رو کردم - آخه هر دستی این شانس رو نداره تا مورد توجه من قرار بگیره ! - احتمالاً طرف من فکر کرده که می خوام بـ ..... مش !
خودشو جمع و جور کرده ، لابد ازم ترسیده و پیش خودش گفته : اوه اوه ! این پسره خطرناکه ! حسابی زده بالا !
شاید تنها کسی که بدونه من واقعاً دارم زیبایی اون دست رو ستایش می کنم و لزوماً قصد ندارم کار دیگه ای بکنم ! فقط خودمم ! خوب ، البته اون که نمی دونه چی تو سرمه و . . .
باسه همینم می ذاره می ره !
به همین راحتی . . . !
ولی بازم من آدم نمی شم و بازم این جمله رو هر وقت احساس کنم لازمه می گم و دوباره روز از نو و روزی از نو !
آخه می دونی چیه ؟ جز این کلمه ی سـ ـکـ ـسـ ـی ِ لامصب چی می خواد یه همچین خوشگلی ای رو با این غلظت توصیف کنه ، لامصب ؟!
(خودم حواسم هست که دوبار تو این جمله گفتم لامصب ! از عمد این کار رو کردم ، چون حال می کنم تو یه جمله دوبار از یه کلمه استفاده کنم و از اون جایی که آدم از خود راضی ای هم هستم با خودم می گم گـ ـو ر بـ ـا بـ ـا ی هر کی می خواد هر چی بگه!)

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خیال

من اصلنشم از همون روز اولی که این پست رو خووندم کلی دوست داشتم این نوشته رو اما خوب اصلن نیومده بودم نت و از این ورا حالا هم بگم که: به نظرم خوبه دیگه آدما وقتی با هم راحتن چرا حرفشونو بخورن! هان! خوب مثه آدم خوب به زبون می آرن دیگه... خوب دوست داشتی بگی دیگه مگه نه؟! ...

ساقی

صداقتت ارزش بیشتری از دلخوری بی دلیل دخترها دارد نه؟

آقارخ

منو یا د دو تا چیز انداختی یکی فیلمای برسون با اون کلوزاپ از دستای زیادش سلام یه آی دی یاهو دارم دفعه ی قبلی که باهاش آن شدم یه سالی ازش میگذره ای دی ای نیستم اگه حرفی بود که توی کامنتدونی نشد گفت ایمیل هست

يحيا

داستانكاي من كه سرراستن چرا بايد سر در نياري

پايـیـــــــــــــــــــــــــــــــزان

پسر معمولی والله اونجور که تو این دستا رو توصیف کردی آب از همه جای ملت راه افتاد[سبز] منم مثل توام چیزی که تعریف داره رو تعریف میکنم از قصدم با یه کلماتی تعریف میکنم که متفاوت باشه و عمق احساسم رو بیان کنم ، دقیقا در مورد من هم همه دچار این اشتباه میشن و فکرای بد درموردم میکنن ولی برای من اصلا مهم نیست چون من میخوام آدمایی دوروبرم باشن که انقدر شعور داشته باشن که فرصت شناختن من رو به خودشون بدن کسی که اینقدر راهت با یه حرف و یه حرکت در مورد آدم قضاوت میکنه بهتره دور و بر آدم نباشه، چون من خودم این خصوصیت بارز و موفق رو دارم و به طرفم خیلی فرصت میدم تا با خیال راحت خودش رو به من بشناسونه، الان حقشه 20 امتیاز بهم بدین و یه چراغ قرمزم برام روشن کنین[چشمک]

دلقک

بگذار احساست فوران کند. هر چقدر هم س ک س ی به نظر آید.

ِalnilam

سلام خوبید؟ خیلی وقته ظاهرا آپ نکردی... خیلی وقت نیومدم اینجا الانم که اومدم واقعا انتظار داشتم یه مطلب عالی بخونم مثل بقیه نوشته هات...اما...وقتی نوشتت رو خوندم واقعا فکر کردم اشتباه اومدم...این چیه دل نوشت یا یک سری جفنگیات...؟ واقعا از شما بعید بود...من نگفتم چرا مثلا ازین کلمات استفاده کردیا اما از کسی که یه همچو نوشته هایی خونده بودم اینا بعید بود... امیدوارم هرجا هستی موفق باشی... یاعلی[گل]

اسفندیار

نیوه مانکگ رو من دانلود شده ش رو دیدم ولی احتمالا توی پیاده رو ها هم پیدا میشه