گناه

 

به یاد اولین نگاهش افتاد .......

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چه نگاه خوشایندی ........

 

پسرک با چشمانش او را می خورد !

 

او غرق در لذت بود........

 

به یاد اولین بوسه اش افتاد .......

 

چه بوسه ی چسبناکی........

 

و چه ناگهانی........

 

و او بی هیچ اعتراضی !

 

به یاد نفسهای پر صدا و بریده  بریده ی خود افتاد....

 

به یاد گرمای وجودش

 

به یاد لذت حضورش

 

استغفر الله ربی و اتوب الیه !

 

/ 33 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسات

در ضمن اکبر جان خيلی ممنون.اين نظر لطف شماست.

negar

به به اقا پسر ... خوبی ؟ :)

سالويا

حالا چرا هي عكس عوض ميكني؟؟؟؟ هان؟؟؟ منظورت چيه؟؟ بهت نمياد اينا دوست دخترات باشن;)

بهار شادی

سلام من هيچ مسيجی ازت نگرفتما ...شاد باشی

maryam

سلام گلک ... اگه اون گناه نخستين نبود . من و تو و هابيل و قابل هم نبودن ... ولی جدی ... هوس با عشق فرق داره ... اينی که تو نوشتی تو مايه های هوس بود ولی عشق مقدسه ... شاد باشی و سبز و هميشه عاشق ! فدای تو . سپاس .

رختكن خاطرات

منکه فکرکردم اشتباه اومدم .. ولی خوب اون لحظه به همه اين يادها می ارزه

samaneh

سلام دوست خوبم من ميدونم تو اين نوشته چه احساسی نهفته است اما باورذ کن دوس داشتن با اين خيلی فرق داره اگه کسيو با تمام وجود دوست داشته باشی و هوس نباشه حتی با ياد شيشرينش زندگی ميکنی خوش باشی برا هميشه

ديونه.........pedrum

بوسه بر اين زمان مده ... يار دل انگيز بيار ... اينهمه آشناي عشق ... يار شر انگيز بيار ... دلبركي بي كلكي ... عاشق مي ريز بيار ... لحظه اي ياد او نفس ... دختر خورشيد بيار !