لعنتيه دوست داشتنيه من!

اتاق تاريک بود .
فضای گرم و معطر اتاق منو گيج کرده بود.
روی تخت دراز کشيدم.
بهش نگاه کردم.
آروم و ساکت بود.
مثل خودم .
بلند و کشيده.
چشاش يرق می زد.
آروم سراسر بدنش رو لمس کردم .
هيچی نمی گفت.
هميشه تسليم بود؛ تسليم محض.
لبام رو گذاشتم رو لبش و با اولين بوسه مثل هميشه آرومم کرد.
بوسه هايی که بين من و اون رد و بدل می شد همه کوتاه بود.
دوست داشتم بعد از هر بوسه تو چشای داغش نگاه کنم.
همين سکوتش منو ديونه می کرد.
اون روزای اول که باهاش آشنا شدم برای من پر از اضطراب بود.
ولی اون عين خيالش نبود
هميشه قرارای من و اون توی يه کوچه خلوت و پشت ديوارای بلندو .... بود.
می ترسيدم کسی من و با اون ببينه.
آخه اون يه جوری بود.
توی کوچه های خلوت بوسه های ما شکل گرفت.
با اولين بوسه منو اسير خودش کرد.
هميشه وقتی از هم جدا می شديم به خودم قول می دادم ديگه نبینمش ؛ولی مگه می شد؟
وقتی با هم بودیم فقط بوسه و بوسه بود.
رابطه ما از این بیشتر نبود.
یه جورایی فکر می کردم با اون بودن برام آرامش بخشهگ ولی ..... شاید اشتباه می کردم.
اون از من هیچی نمی خواست فقط دوست داشت لباشو ببوسم.
و لحظه هایی که می بوسیدمش چقدر چشاش برق می زد.
کم کم همه عادت کردن ما دو تا رو با هم ببینن.
هر دو بی پروا بودیم.
توی لحظه های غم و تنهایی منو صبورانه تحمل می کرد.
هیچ وقت عاشقش نشدم.
حتی گاهی ازش متنفر می شدم ولی بازم میرفتم سراغش.
بهش نگاه کردم ؛ چشماشو بسته بود.
اتاق بوی عرق تن اونو به خودش گرفته بود.
آخرین بوسه رو ازش گرفتم و مثل هر شب توی جاسیگاری لهش کردم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱-این داستان نقل قوله!
۲-اگه فکرایه بد به سرتون زد به خاطر اینه که فکرتون منحرفه!
۳-یه کارشناس تویه یه برنامه تلویزیونی می گفت:
بهترین راه ترک سیگار ؛سیگاری نشدنه!
------------------------------------------------------------------------------------------------------
از خاطرات کودکی؛ سه تار؛ رختکن خاطرات و زغال که به من لینک دادن بی نهایت سپاسگذارمدر ضمن از این موضوع داشتم ذوق مرگ می شدم!
بابا اگه می خواید لطف کنید مواظب باشید یه دفعه همه با هم لطف نکنید !
شاید جوون مردم جنبه نداشته باشه!


03.gif
تا بعد.............

/ 7 نظر / 120 بازدید
رختكن خاطرات

اين نوشتت ... عجيب حال و هوای اين روزهای منه ... بابا چاکرتيم ... بيخيال ... اين حرفا چيه ...

خاطرات كودكي

اگر وقت کردی يه سری به وبلاک خاطرات يک منحرف با فرشته ها بزن همه نوشته هاش همينجوريه شب خوش

mamad

بابا داداش جون من يواش اینا رو مينويسی من ديوونه ميشما

عليرضا

بابا با جنبه عکسا رو برات فرستادم

mosafer

????rasti akharin boose bood midooni ke man barha tark kardam o baz shoro kardam hala ham dar tarkam omidvaram ke to movafagh bashi chon man kheili sale ke rasti man mosafere koochooloo nistama hamoonam ke montazereshi ba roje labe ghermez matni ke neveshti ziba bood

محمد (حرفهایی از دل زمان)

من هنوز به هيچ کدوم لينک ندادم که کسی ذوق مرگ نشه ..... ايشالا امروز به شما لينک هم ميديم :)) راستی سلام