خـ ـا طـ ـر ه

 

به خواب می روم و او را در آغوشی دیگر می بینم و ... می شکنم !


بیدار که می شوم او چشمانش خیس است ، فهمیده چه خوابی می دیدم!

/ 18 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عینک

برام جالب بود چون تا حالا این نوع ترس تجربه نکردم

سمانه

خاطره یا خواب؟!!! خاطره یه خواب؟!! هرچی که هست تلخه... خیلی تلخ

حسن اسما عیل زاده

خوابیده‌ام / نیمی خواب وُ نیمی بیدار / ... / از یک طرف دوست دارم به خواب روم / تا رویای شیرین تو را ببینم / از سوی دیگر / دوست دارم بیدار باشم / تا بار اندوه تو را بر دوش بکشم.

راسكلنيكف

براوو عالي بود عالي سلام وبلاگ من باز نميشه؟ شوخي نكن

Lily

علت دوم رو که گفتی قبول دارم ولی اولی رو نه! مطمئنم کسی این احساسات و نگرانی ها رو داره و تو ضمیر ناخودآگاهش یه چیزی وول میخوره و اونقدر به این موضوع فکر میکنه که به واقعیت بپیونده افکارش. وقتی تو یه رابطه آرامش و اعتماد نباشه این نگرانی ها قوت میگیره! زندگی ما بیشتر به تصادفات لحظه به لحظه شباهت داره. روزانه هزاران احتمال برامون پیش میاد. من به معجزه اعتقاد دارم و خیلی اوقات بهش فکر میکنم. حتی اگه اون معجزه به قول تو تخم مرغ باشه [نیشخند]

anotherone

گمان نکنم اونقدرها احساس گناه کنه که اشکش دربیاد ...

راسكلنيكف

ترجمه بد كاترينا بلوم كار حسن نقره چي بود سيا رو سننه اون بنده خدا فقط خوندش وحالش بد شد سلام

فائزه

دقیقا منظورم از کلمه "رستگاری" یک معنای کنایه ای بود ... انگار که همه ی تلاشها رو به هیچ باشه .. انگار که هیچ رستگاری ای در کار نباشه اصلن رستگاری چی ئه !؟! + بلاگ منو از کجا پیدا کردی رفیق ؟! این آقای خوشه چین نکنه آدرس داد ...

پاییـــــــــــــــــــــــــزان

من اگه اونو توی آغوش دیگری نبینم کل یوم خوابم نمیبره...[گاوچران]ای بخت هچل هفت و سوخته... مینیمالهات بی نظیره...[تایید]