نگاهم به ساعت میافتد ، فردا را به یکباره سر می کشم
افسار از دست رفته ی زمان در هوا پیچ و تاب می خورد
و روزهای بی خورشید یک به یک می آیند و می روند
برف های یخ زده و کف کفش هایی صاف ، می شود  یک تمرین مجانی اسکی
فیلم ها ، زندگی ها ، و فردا ها همه یخ زده اند
نگاه ها خیره
و دل ها لرزان
مرداب با نیلوفر های زیبایش حالم را به هم می زند
امید که پنجره ای به گرمی باز شود
و خورشید را صدا کند . . .

Panjareh.jpg?

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
L'petit ALI

خورشيد اين سرزمين خيلی وقت است که يخ زده

تگرگ

به خودت در آينه نگاه نکن و شرمساری را خجالت زده نکن. انتظار نداشته باش که قصه هايت برای هر کسی معنی دار باشد.

سمانه

آسمان دلتنگ آفتاب شده است...

سحر

به اميده همين پنجره ها زندگی رو سر می کشيم

تگرگ

اميد برای کسی که از شادی ديگران غمگين می شود معنايی ندارد.

تگرگ

نفرت احساس بديه و توباعث شدی که ازت متنفر باشم! به خاطر همين احساس بد هيچوقت نمی بخشمت.

کاهوسکنجبین

دوباره به فضای مجازی برگشتم ، با سر زدنت دلگرمم کن که دلم برایت تنگ شده است .

رويا ...... پاييزانه

گاهی ضرباهنگ دل آدم با زيبايی های اطرافش هماهنگ نيست . تضاد زیبایی بود : مرداب با نیلوفر های زیبایش حالم را به هم می زند

صبا

بس که بی سليقه ای !!

مكتوب

زمانی دور نيست شايد فردا