یـ ـه سـ ـر ه !

1- برشی از زندگی ، نگاه یکم :
با هزار تردید و کشمکشی بین دل و دلیل بالاخره گوشی را برداشت ، شماره را گرفت و تا «الو؟» را شنید قطع کرد !
حرفی نداشت که بزند ، تنها می خواست نگرانی اش فرو نشیند و فقط بداند که : «او هست!» . . .

2- برشی از زندگی ، نگاه دوم :
گوشی اش زنگ خورد ، از شماره ای نا آشنا ، تا خواست جواب بدهد طرف گوشی را گذاشت ، یک آن به دلش برات شد که : «خودش است» ، می دانست جنسش را ، و همین تماس کوتاه برایش حکم حسی عمیق داشت که تنها با چشمانی بسته قابل درک بود . . .

حتی یک عشق مرده باز هم عشق است !

پ.ن : هر چه تاریک تر و عریان تر بهتر ! هر چه خشن تر و وقیحانه تر بهتر ! بگذار به جای این چند بار تغییری که تا کنون داشته ایم و فایده اش فقط در آمدن ردایی از دوش یک نفر و پوشیده شدنش به تن دیگری بوده این بار این ردا دیده شود ، شناخته  و به کل موزه سپرده شود ! بگذار این بار بهار پاییزی دیگر نباشد !

/ 8 نظر / 9 بازدید
پاییــــــــــــــــــــزان

سلام خارق العاده[شیطان] چه برشایی زدی از زندگی آدم دلش برای این دو نفر کباب میخواد...[رویا] من این حس رو تجربه نکردم .ولی میتونم عمق فاجعه رو درک کنم عشق مرده رو هستم .راست میگی .کو تا یه عشق از سر آدم دست برداره ...هی روزگاررررررررررررررر[راک] پ.ن.[افسوس]

سمانه

این عشق مرده... چه تعبیره فوق العاده ای بود... ولی یه وقت این وقیحانه باعث نشه که قبجش بریزه دیگه؟!!!!

شاه رخ

بايد اشتباه كرد بايد از اشتباه نترسيد بايد زنگ زد سلام

امیر

نگرانم کردی. نگرانت شدم. ترسیدم رفیق. مخصوصا که با پی نوشت بدجوری موافقم. ولی بازم دلیل نمشه که ازش نترسم. از این همه به قول خودت عریانیش. مگه نباید بعضی وقتا آدم خودشو گول بزنه تا راحت تر زندگی کنه نفس بکشه؟ با حقیقت اونم از نوع عزیانش روبرو شدن هم سخته چه برسه کنار اومدن.