زخم و زيلی!

امروز بعد از مدت ها زمین خوردم و یکمی دست و پام زخم شد...........

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

وقتی ساعت 8:20 شب از کلاس معارف برمی گشتم و به سمت پارکینگ

 

 حرکت می کردم شروع به دویدن کردم و یک بلوک سیمانی رو ندیدم و

 

 محکم به زمین خوردم خوشبختانه دختر ها زود تر کلاساشون تعطیل میشه

 

و اونجا حضور نداشتند تا یه دل سیر بهم بخندن!

 

بر عکس  حالا که یه پسر معمولی و آروم و سر به زیر و مودب و گل و

 

بلبلی هستم وقتی کوچیک بودم بسیار شر و شیطون بودم..............

 

شاید روزی سپری نمی شد که من زمین نخورم دست و پام زخم نشه

 

یکی از تفریحاتم پریدن از بالای پله ها بود برام خیلی جذاب بود که

 

از 7-8- 10 تا پله یه دفه بپرم پایین که البته بیشتر اوقات تا رسیدن به

 

 پایین پله ها روی هوا نمی موندم!

 

برای همین همیشه ساق پام قلمبه قلمبه باد کرده بود..........

 

ولی من خیلی کله شق تر از این بودم که از درد گریه کنم

 

در دوران کودکی خیلی کم گریه می کردم چون زیادی مغرور بودم

 

چندباری هم که به خاطر شیطنت بیش از حد کتک خوردم اصلا گریه

 

نکردم و همین باعث می شد بیشتر مورد لطف ضارب قرار بگیرم!

 

ولی اگه یکمی عقل تو کله ام بود شاید قبل از تنبیه بدنی اگر گریه

 

می کردم از کتک خبری نبود!

 

فکر کنم از وقتی که به اصطلاح بزرگ شدم خیلی بیشتر از دوران

 

کودکی اشک ریختم و هیچوقت هم وقتی به گریه نیاز داشته باشم

 

سعی نمی کنم که جلوی خودم رو بگیرم

 

اصلا لزومی برای این کار نمی بینم

 

با این جمله هم که می گه : مرد هیچوقت گریه نمی کنه کاملا

 

مخالفم

 

گاهی اوقات اشک ریختن باعث می شه سبک بشی و درد و غمی

 

که در دلته سبک تر بشه.............

پس چرا باید ازش دوری کرد؟

تا بعد...................

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
akbar

چه بلبلی هستی تو !!!

pishy

اشک ريختن .............. فکر نکنم نشون دادن احساسات درونی بد باشه ....

natasha

چقدر آستانه زيبا نوشته............راستی ؛ هيچی ول کن . توی ديدار بهت ميگم.

زوربا

اولين کامنتت برای استانه هست....به نظر من يه ادم وقتی معمولی ميشه که کارهايی رو که انجام ميده براش بصورت عادت در بياد...خب شهاب ما هم شايد خيلی از کارهاش ديگه براش بصورت معمول و روزمره و يا حتی اگه روزمره هم نباشه ديگه براش عادی شده..حتی با فکر کردن در مورد اون....پس فکر نميکنم برای معمولی بودن بايد گشت و ديد به نظر ديگران چی رو معمولی ميدون....در مورد کامنتت هم خيلی ممنونم.....

الهام

سلام. من باز آمدم.چقدر دلم تنگ شده بود

توت فرنگی۲

آخی خوردی زمين اشکال نداره... من جات ميرم گريه ميکنم. راستی واکسن که زدن منم گريم گرفتااا... فرهاد ننور

rodraner

سلام ... الان که خوبی !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گرچه بادمجون بم آفت نداره !!!!!!!!!

ترانه مجهول !!!

wow!!! پس نه تنها معمولی نيستی بلکه يک پديده هستی که از يه پسر به اون شر و مغروری به اين پسر به قول خودت گل منگولی تبديل شدی :)) خواهر کوچيکه!

داداشی

مرد می خواد که جلوی بقيه بتونه گريه کنه!

ابرک

من يه عادتی دارم هرکس که ميخوره زمين اول از رو زمين جمعش ميکنم بعد حسابی بهش ميخندم.. حتی اگه خودم هم بخورم زمين همينطوريه...