بـ ـغـ ـض

قـــــدم زدن زیـــــر بــــاران ،

زیر آفتاب اشک آلود پاییزی ،

بوییدن لذت یک آغـوش داغ ،

و بغضی پنهان زیر خروارها خاک ؛

زنده شدن از گرمای فنجانی داغ ،

تکیه بر نیمکتی چوبی ، در سکوت رقص برگ های خشکیده ،

تلخی دود سیگار را با قهوه ای تلخ تر شستن ،

خیره ماندن به نسیمی که ته دل را می شوراند ،

با دیدن خوابت در پاییز ،

بغضی پنهان زیر خروارها خاک ،

زیر برگ های چنار پنهان تر می شود . .  .

 

پ.ن: وقتی امید باشد در بد ترین شرایط اقتصادی ، محدودیت های اجتماعی ، انحصارهای سیاسی ، نا امنی ، بی عدالتی ، شکنجه ، تجاوز . . . احساس شادی بیشتری می کنی تا این که در رفاه و آرامش نسبی باشی و امیدت ته کشیده باشد . . .

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

یکی باید باشه که خوابشو ببینی

شاه رخ

البته نا اميدي هم از جنس اميده فرق چنداني با هم نمي كنن ولي خب اميد بهتره

بهار

امید در چنین شرایطی مسکنی برذای زنده ماندن نه ارزوی بهتر شدن

پاییــــــــــــــــــــزان

سلام پسر معمولی[بغل] خوب بودی بهتر شدی؟[چشمک] ببخش که من به علت فیلترینگ حضورم کمرنگ شده در فیس بوک ...میدونم دلت برام تنگ میشه ولی چاره ای نیست باید تحمل کنی ...[شیطان]

پرومته

کاش خطی هم برای نا امیدی می نوشتی !

پرومته

حيف ... حيف من و تو ايم كه داريم اينجا حروم ميشيم پسر ! پ.ن : منظور از اينجا مي تواند هر جايي باشد .

پ.ح

موافقم باهات