امروز خانم همسايه ما داشت با مادرم صحبت می کرد:

ـ شما که علی آقا را می شناختيد که چه مرد خوبی بود.با اين وجود

 اونو مثل يه وزنه روی گلوم احساس می کردم.الان که مرده خيلی

 راحت ترم.

ـ همکارم پس از سالها بی خانمانی وقتی شوهرش مرد تونست

 يه پولی پس انداز کنه و يه خونه خوب بخره.

ـ عمه دوستم تونست چند تا سفر زيارتی بره.(البته پس از مرگ

همسرشون)

ـ....

باقيشو شما بگيد.

 

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمان

درود بر آزادی البته از نوع همين که گفتین....

روزبه

هی هی مرد خوب مرد مرده است

تاتار

بابا همسرم همسرای قدیم!

narenji

می دونی من يه کاری ميکنم که هيچ کس از مردنم سود نبره اون دنياشم با خودم! :)

امشاسپندان

خانمی را می شناسم که همسريک موزيسين معروف بود. بچه ای داشتند که نا شنوا بود. زن که فوق لبسانی ادبيات و شاعر بود. بعد از تولد فرزندش ناچار شد کار را ول کنه و همه وقتش صرف بچه بشه. شوهر جان هم همچنان به اهنگسازی ادامه می دادند و مدام هم می گفتند: برای يک اهنگساز هيچی دردناکتر از اين نيست که بچه نا شنوا داشته باشه. هيچ کمکی هم به زن نمی کرد. ادامه...

امشاسپندان

زن بعد چند سال بريد. از مرد طلاق گرفت. گفت بچه بايد سه روز پيش تو باشه و چهار روز پيش من. زن خانه مستقل گرفت و دوباره کار را شروع کرد. دوباره شعر گفت...جوون شد. با کاردار سفارت ايتاليا دوست شد...عاشق شد و شور زندگی را دوباره به دست اورد.الان دفتر شعر هايش را چاپ کرده مار خوبی هم داره و ارتباط خوبی هم با اقا ايتاليايی داره.

امشاسپندان

عليرضا تو که بچه خوبی بودی! ای بابا! مهسا شوهرت از دست رفت!!!!

Nila

باقيش اينه که بیچاره شوهراشونم از دستشون راحت شدن :)))

معلمي از بهشت

اتفاقا چنر شب پيش يه عمه خانمی داشت به يکی توصيه می کرد تا جون داری و جونی برو بگرد.کيف کن.زيارت مسافرت.اگه شوهرت يه طوريش بشه بچه هات نمی ذارن از جات تکون بخوری!

شادی

انگار همه ياد کاستی هايه زندگيشون ميفتن آره ؟ مردا چی ؟ شايد اونا هم به فکر ازدواج مجدد ميفتن اصولا ! به هر حال هر کی يه عادتی داره /موفق باشی