نجات دهنده !

NejatDahandeh.jpg?uniq=hwdjzb

                


بار سنگین آن ها را فراری داده و دست نیاز به سوی قدرتی برتر دراز کرده اند تا در آغوش گیردشان و بار را از دوششان بر دارد
و آن دیگری نیز خود به همین انتظار در چشمانش خیره می شود و بعد که متوجه انتظار بیهوده اش می شود پا به فرار می گذارد !
با چشمانی اشک بار به خیال خیانتی که بر او شده ، خائن را نفرین می کند و به خود ناسزا می گوید . . .
هِه ! جرم هر دو یکیست ! فرار از خودشان . . .

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوا

اووم.. آپم و تو آپ نيسی!! به چه دليل!؟

مريم

بهت نمی ياد ادبی بنويسی

مشت ممد

ها بابا منم به حقيقت خيانت شک دارم وجود نداره

مولود

من که کلی حال مينکم وقتی از خودم فرار ميکنم ميدونی چرا ؟ چون وقتی دو قدم ميرم اونورتر يادم ميره خودم کجا بودم اينه که گم ميشم ميرم يکی ديگه از خودم ميسازم ......... اين روند هميشگيه البته در مورد من

L'petit ALI

اين که جرم نيست.خيلی وقته از ليست جرائم حذفش کردن از بس زياد بود.

سارا

خوبی؟ در غيبت صغرا به سر می برم!

SohaSpica

... That's not the beginnig of the end That's the return to yourself The return to innocence ...