قهوه ، دور هم نشستن و گپ زدن ، خنده و قهقهه ، لبخند و چشم هایی پر از دوست داشتن ، گرمای با هم بودن ،
یه همدم قدیمی که بودنش همیشه دلگرمیه ،
یه شور زنگی ، یه شیرینی و نشاط که بودنش تک تک سلول ها تو از شادی به رقص در میاره ،
یه جمع پر از با هم بودن ،
یه رفیق که با تو خودِ خودشه ، با اخلاق عجیب و غریب و یه دنیا یک رنگی و نزدیکی ،
و بالاخره یه لبخند و یه امید خفته که باید بیدارش کنی ، تو یه محیط ساده ، جایی که خودِ خود زندگیه ،
اینا یعنی خوشبختی ،
اینا یعنی نفس کشیدن ،
اینا یعنی عشق . . . خیلی عمیق تر از اونی که همیشه دنبالشی !

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته

من صبارو می خوااااااااااام

L'petit ALI

منم همين فکرو می کردم.بعد ديدم نه قاعدتن بايد فراتر از اينا باشه...بعد باز ديدم نه..زندگی چيزی فراتر از نوکه دماغم نيست..يا حداقل نوک دماغه اون..وقتی لبهاش روی لبهای منه..چيزی حدوده ۵-۶ سانت

سمانه

اينا يعنی همون چيزايی که اگه باشه... اما اگه... کوشن؟؟!٬!!!

خياط

چيزهایی همیشه دم دست، معمولی تراز اونی که فکرشو بکنی!

فرشته

باز شد بالاخره. اکانت رو عوض کردم درست شد. مبارکت باشه.

رويا .... پاييزانه

خيلی چيز ها رو وقتی مزشو بچشی .... خوشبختی های ديگه ای که تو ذهنت ساخته بودی برات کمرنگ و کمرنگ تر ميشه .... . . . . ممنون از حضورتون به روز هستم و منتظر نظرات شما

سبقت مموع

آی گفتی آی گفتی زدی به هدف حرف دل ما را گفتی.