رشوه!

خیابان شریعتی – بالاتر از پل سید خندان – دومین کوچه سمت چپ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

این کوچه به تازگی ورود ممنوع شده ......

 

وارد کوچه می شود و به یکباره دو پلیس راهش را سد می کنند .....

 

سرهنگ : گواهینامه و  کارت ماشین .....

 

؟ : بفرمایید .....

 

سرهنگ : سروان ! برگ جریمه اش رو بنویس و گواهینامه اش رو پیوست کن .....

 

( سرهنگ با گفتن این جمله به سمت دیگری می رود .... )

 

؟ : حالا جناب سروان نمی شه این مشکل رو همینجا حل کرد؟؟!

 

سروان : چرا میشه ..... حلش کن.....

 

؟ : 5 تومن خوبه؟

 

سروان : آره ..... بیا گواهینامتو بگیر..........!

 

دیدید به همین سادگی..............

 

/ 33 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبر

من فکر ميکنم طرف هول شده گرون داده...اما به همين آسونيه. حتی آسون تر. راستی ... A girl with april in her eyes يه شعره از کريس دی برگ.

زوربا

سلام..روزبه اينکاره هست...ولی خب حتما قبلا از اين کارهای اسون! انجام داده که چنين تجربه ای رو داره ديگه...مگه نه؟؟؟

محمد از نوع رضاشkaneh_6pa

سلام/ همه اينو (مطلب بالا ) شوخی گرفتن تيکه ميندازن بايد گريه کرد به حال به هم ريخته مملکت آخه مثلا نيرو انتظامين حافظ مال و جان مردمن ولی الان حافظ جيبای خودشونن / خلاصه بد به حال ما // گرگ اندر حسرت يک ميش شد /// دين و دنياشان فدای ريش شد// هوو مدد به ما هم سر بزن ما هم از خودتونيم

شادي

به سادگی پختن کيک با پودر کيک رشد ... به همين سادگی ... به همين خوشمزگی ...

روشنتر

سلام.عيد برفی مبارک. ۵ تومان + هزاران تومان دیگر .يه سر به حقير بزن.

امير(خاطرات يك پسر تنها)

اول اينکه سفر خوش بگذرد دوم اينکه برای من همچين مسئله پيش امده اما من نمی خواستم رشوه بدهم اما او........ می خواست گواهينامه من پيوست کنه(بيخود بی جهت)من هم مجبور شدم تن به اين کار بدهم

shirin

اگه آپديت بفرماييد بد نمي شه ها باور كن.

اکبر

از کامنت مرفهين بی درد کلی خنديدم . رسيدن به خير .