مـ ـا

این دسته بندی ها ، این خودی و غیر خودی و این بی اعتمادی ها
نمی دانم همه ی این ها از ماست که بر ماست یا که نه ؟
احساسات را به کنار اگر بگذارم می بینم که ، حال نه به این غلظت ، ولی از همین جنس عقاید ، واکنش ها و رفتار ها در خود و دیگران اطرافم می بینم .
وقتی مروری گذرا می کنم بر سالیانی که زیسته ام می بینم این طرز فکر چه لبخند ها و شادی هایی و چه عشق هایی را از من دور کرده است و هر بار می بایست این فکر و این نوع اندیشه را سرزنش کرد ، هر جا که باشد ، نه شخصی خاص را .
شاید بد نباشد که امروز عامل این همه تلخکامی ، و همه ی این بی اعتمادی ها و خود محوری ها پا بر خرخره ی ما گذارده و این چنین عریان گلوی ما را می فشارد تا بیشتر لمس کنیم آن چه تا کنون خود را پشت نقاب های مختلف و مخفیانه به ما تحمیل می کرد چه ذاتی دارد و تا آن را نشناسیم و در خود نکشیم اوضاع بر همین منوال است و امیدی به بهبود نیست .
«دشمن» واژه ای است که بارها می شنویم و عمدتاً کسی یا کسانی مقصودمان است که خودی نیستند ، حال یا از کشوری دیگر و یا دیگرانی غیر از «ما» ! غافل از آن که بزرگ ترین دشمن ما درون «ما» است ! درون «من» ، درون «تو» ، درون «ما» !

/ 8 نظر / 9 بازدید
پدرام

یادت هست یکی بود میگفت: من دولت تعیین میکنم ! من توی دهن این دولت میزنم ! یکی دیگه میگفت : تکبیر ! حالا یکی دیگه میگه : من دشمن تعیین میکنم ! خیلیهای دیگه میگن : ....

ادیسه

سلام همسایه. این دیگری که ازش حرف می زنی توی فلسفه هم روش خیلی بحث هست. انگاری که یه ج.رایی سرچشمه’ هه’ بدبختیای عالم و آدم از همین دیگر ی و دیگران شروع میشه. نمونه اش رو به خوبی میتونی توی سریال Lost ببینی.

ادیسه

حرف زیاد دارم برای این موضوع که بعدن عرض می کنم. اما خدمت پدرام جان عارضم که اگر این مردم و این دولت کمی بیشتر اون کسی رو که گفت توی دهن دولت می زنه رو می شناختند، هیچ وقت اوضاع اینطوری نمی شد.

مکتوب

خوبه که نوشتی نگران شده بودم. تنها حسی که دارم الان نفرته دیگه از ترس گذشته ، ما کجا داریم میریم . خدا کمکون کنه !

فائزه

آمدیم نبودید! .. گفتیم بگوییم دلمان تنگ شده است .. [لبخند]

فردریک مورو

پیشنهاد میکنم به گفتمان دشمن تن نده حتا در معنای درونی ش که میگی سلام ضمنا امیدتو از دست نده اندکی صبر سحر نزدیک است

پاییـــــــــــــــــــــــزان

آره خب ... از ماست که بر ماست[خنثی]