رويا

نسلی را که پدران و مادران ما تشکيل داده اند نسلی اهل مطالعه هستند ؛ خصوصا در دوران جوانيشان؛ نسل بعدی را که ما یعنی فرزندان آنان تشکیل داده ایم افرادی تشکیل داده اند که میانه ای با کتاب ندارند. و بیشتر کتاب هایی مانند رمان های عشقی و کلا کتاب های تفریحی
و کم ارزش مورد مطالعه ایشان قرار می گیرد.

در این باره و دلایل این امر صحبت های بسیاری شده است ؛ یکی از دلایل مطرح شده عدم وجود تلویزیون؛ ماهواره ؛ اینترنت و .... در زمان آنان است که کاملا هم صحیح به نظر می رسد.
ولی به نظر من دلیل اصلی چیز دیگری است؛
نداشتن رویا!
پدران و مادران ما انسان هایی پر حرارت و ماجراجو با رویا هایی فراوان برای سرزمینشان بوده اند ؛ هر چند که الان به خاطر محقق نشدن ارزو هایشان ما آن ها را افرادی سر خورده ؛ عصبی و .... می بینیم.
متاسفانه این تحقق نیافتن رویا ها برای آنان باعث شده است از اینکه فرزندانشان رویا داشته باشند بترسند و نا خود آگاه ما را طوری تربیت کنند که به داشتن فکر ؛ رویا و باور مهمی عادت نکنیم.
به غیر از این شرایط بد اقتصادی و ......... جامعه سبب شده تا دغدغه های ما بسیار حقیر و نازل گردند؛ هم اکنون رفتن به دانشگاه ؛ داشتن خانه ؛ ماشین و...... ؛ ازدواجو اصولا مسایل عادی و روزمره زندگی آن چنان غیر قابل دستیابی و مشکل شده است که تبدیل به رویا شده در حالیکه رویا باید چیزی فراتر از این امور پیش پا افتاده باشد.
شاید همین نداشتن یک رویای واقعی است که دیگر انگیزه ای برای مطالعه باقی نگذارده است؛
کسی که مطالعه می کند باید یک رویا و یا یک هدف داشته باشد.
انسان های بی هدف ( بدون هدفی واقعی ) برای چه باید مطالعه کنند؟
شما بگویید!
تا بعد..................

/ 5 نظر / 3 بازدید
shahab

يه پيام نوشته بودی ونوس خانوم که مجبور بودم حذفش کنم. ببخشيد!

گلنار

سلام...اول دقيقا همينطوره که ميگی.دوم خوندن و مطالعه کردن هدف ميخواد..ولی همش هدف نيست..انگيزه ی خوندن رو توی جامعه پيدا نکن تو افراد جامعه پيدا کن؛ تو آدماش؛نه تو کل جامعه..سوم اينکه دفعه ی قبل که نوشته بودم ما برای چی بجنگيم؛منظورم اين بود که ما انگيزه ای داريم اگه بخوايم حرفی بزنيم؟؟

گلنار

چهارم اينکه چقد کتابی مينويسی!!

venoos

ممنون از اينکه حذفش کردی شهاب می دونی چرا چون اولا خودم اينو ازت خواسته بودم بعدم چون داداشم ادرس وبلاگ تورو می دونه ازين می ترسيدم که يه وقت به سرش نزنه بياد ببينه برات چی نوشتم .راستی در جوابpmی که برام گذاشته بودی براتoff گذاشتم برو بخونش که ديگه ازين حرفا نزنی اگه من چیزی هم گفتم فقط در حد يه دوستی بود همين و بس اينو بدون هنوز برای خيلی حرفا هم من بچم هم تو.خداحافظ

خاطرات كودكي

من فکر ميکنم مشکل ترين چيز نداشتن انگيزه است . ما دوست داشتيم بخونيم و دانشمند بشيم پيشرفت کنيم ولی جوانهای امروز متاسفانه کليه امکانات رو بدون زحمت بدست آوردند و انگيزه ای برای تلاش ندارن برای مثال من برای اينکه صاحب دوچرخه بشم بجز نمرات بالا بايد در کلاس اول سه تا کتاب شعر هايی که اونوقتها کانون پرورش فکری چاپ ميکرد از حفظ ميکردم و خيلی زحمت کشيدم تا به دوچرخه رسيدم ولی همين من الان که يه مادرم براحتی پسرم با پول تو جيبيش دوچرخه ميخره